احمد مدهنی

حاج احمد مدهنی

سرداری به جا مانده از خیل شهداء که بعد از عمری جهاد و تلاش و زندگی با عزت، بالاخره در کنار همرزمانش آرام گرفت.

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ
درهجر تو امروز دل غمین است
سوز دل من چه آتشین است

در فراقت سوختند یاران همه
ورد لب داشتند این زمزمه

ای دلاور شیر  میدان نبرد
بر لبانت ذکر الله و صمد

فی سبیل الله بود قاموس تو
خاک ایران جملگی ناموس تو

داد فرمان آن امام بی نظیر
آن مجاهد آن خمینی کبیر

جنگ شد اولی’ در صدر امور
جملگی در جبهه ها گشته حضور

شیر ژیان جبهه ها؛ احمد به میدان
یا به فکه یا شلمچه یا ذلیجان

با حضورش در تمام جبهه ها
با صلابت همچو کوه تا مُنتها

تیر و ترکش های دشمن در وجود
ضعف و سستی در وجود او نبود

گر بجویم  نامی از  یاران  او
نام قاسم یا  جهان جنگجو

نام حجت آن عزیز خنده رو
نام رحمان  سید والا   نکو

از علی اکبر شهید و مصطفی
یادی از  آن  بندلیِ   با صفا

آن شهید فکه و نیسان شیب
آن لطیف وآن محمد آن حببب

آن علی راس شیرمردِ  جبهه ها
چاچ عباس و توکل مصطفی’

ذکر نعمت آن سعید با وفا
یا سپهدار آن عزیز  بی ریا

آن دلاور حاج رحیم زنده دل
حاج فریدونِ شجاعِ شیر دل

نام درویش آن شکارچی شهید
نام روح الله سپهوند  شهید

نام ناصر آن عزیز شوخ وشاد
نام کردی تا ابد  پاینده  باد

نام  داریوش و حمید  قباد
آن جوان خنده رو بشاش وشاد

گر کنم من یادی از علی رضا
من چه گویم از وقار سبزخدا

گر بجویم نامی از سوری ولد
مادر  گیتی نزاید زین به بعد

زاهد شب بودن و شیران جنگ
عرصه را بر دشمنان گَردانده تنگ

نام  یاران شهیدش زنده  باد
نام نیکش تا ابد  پاینده  باد

ذکر آنان عاجز است از این قلم
عجز و لابه می کند صاحب قلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تشخیص ربات نبودن *Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

ما برای بهتر ارائه دادن خدمات به شما بازدیدکننده محترم از کوکی مرورگر استفاده می کنیم.