موسیقی

  •  موسیقی

موسیقی لری از تنوع و پیشینه‌ای کهن برخوردار است که به دو بخش کلی، موسیقی‌های آوازی (کلامی) و موسیقی‌های سازی تقسیم می‌شود. هم اکنون موسیقی لری در قالب ترانه به هفت بخش تقسیم می‌شود

هم اکنون موسیقی لری در قالب ترانه به هفت بخش تقسیم می‌شود که عبارتند از موسیقی و ترانه‌های غنایی و عاشقانه، موسبقی و ترانه‌های حماسه رزمی، موسیقی و ترانه‌های سوگواری، موسیقی و ترانه‌های فصول، موسیقی و ترانه‌های کار، موسیقی و ترانه‌های طنز و سرودهای مذهبی.

  • موسیقی و ترانه‌های غنایی و عاشقانه: شامل ترانه‌ها و آهنگ‌هایی است در وصال یا فراق معشوق مانند ترانه‌های هی لو، بینا بینا، کیودار یا نغمه‌های شیرین و خسرو، ساری خوانی، میربگی (میرونه) و ده‌ها ترانه دیگر که در مقامهای مختلف موسیقی لری اجرا می‌گردد.
  • موسبقی و ترانه‌های حماسه رزمی: این سرودها بیانگر ارزشهای حماسی و رزمی جنگاوران در میان ایل هستند. مانند جنگ لرو، دایه دایه و یا مقامهای موسیقی بدون کلام که در رزم‌گاه و مسابقه به کار رفته‌اند، مانند جنگه را، سوارهو و نقاره.
  • موسیقی و ترانه‌های سوگواری: این موسیقی بیشتر جنبه آیینی داشته‌است و در مواقع سوگواری از روزگار کهن تا کنون کاربرد فراوانی دارد، مانند چمری یا سایر مقامها، از جمله، سحری، پاکتلی، شیونی و ده‌ها مقام دیگر.
  • موسیقی و ترانه‌های فصول: موسیقی و ترانه‌های ویژه فصول مختلف مانند برزه کوهی، ماله ژیری، کوچ بارو.
  • موسیقی و ترانه‌های کار: به منظور سهولت و تسریع در کار مردان و زنان ایلاتی، این ترانه‌ها به صورت فردی یا دسته جمعی خوانده می‌شود، مانند ترانه‌های گل‌درو (برزیگری)، هوله (خرمن کوبی)، مشک زنی، شیردوشی و چوپانی.
  • موسیقی و ترانه‌های طنز: این ترانه‌ها اغلب به صورت فی البداهه در هجو شخص یا موضوع یا مکانی سروده شده و برخی اوقات نیز با حرکات نمایشی طنز آلود فرد یا افرادی همراه بوده‌است.
  • سرودهای مذهبی: بر اساس کلام‌های یارسان (از سروده‌های اهل حق) بوده، جنبه عرفانی و اعتقادی آن بسیار عمیق است. مانند ضامن آهو، سرای خاموشان (شهر بی‌صدا) و دوازده کلام یاری..

پس از انقلاب ۵۷ به علت برخوردهای شدید با اجرای موسیقی به ویژه موسیقی قومی، از میزان مشارکت موسیقی در بخش‌های مختلف زندگی قومی کاسته شد اما در گذشته موسیقی شادمانه و غنایی همراه با رقص‌های جمعی صورت می‌گرفت.

سازهای موسیقی لری عبارتند از سرنا، دهل، تال (کمانچه)، تنبک (تمک)، و سازهای سنتی مرسوم از جمله سازهایی هستند که در موسیقی قوم لر مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این میان کمانچه تنها سازی است که با ساز سایر اقوام تفاوت اساسی دارد.

  •     سرنا :

سرنا (یا سورْنا) نام ساز بادی باستانی ایرانی است که از چوب ساخته می‌شود. سُرنا و کَرنا هر دو به معنی بوق و با لغت “Horn” در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هندواروپائی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی یا بوقی به شمار می‌آید.

  •      دهل :

دهل نام یکی از سازهای کوبه‌ای موسیقی است. دهل طبلی بزرگ و دورویه‌ای که هر دو طرف آن پوستی از گاو یا گاومیش دارد، است. در متن‌های مختلف نام آن، داول، تاول و داوول آمده است.

  •     کمانچه (تال) :

کمانچه یکی از سازهای ایرانی و موسیقی خاور زمین است. این ساز علاوه بر شکم، دسته و سر، در انتهای تحتانی ساز پایه نیز دارد که روی زمین یا زانوی نوازنده قرار می‌گیرد. کمانچه لری یا تال سازی است که به کمانچه متداول در موسیقی سنتی شباهت‌های فراوانی دارد اما دو ویژگی آن را از کمانچه سنتی مجزا می‌سازد. اولین ویژگی مربوط به کاسیه این ساز است که برخلاف کمانچه سنتی بسته و یک تکه نیست بلکه انتهای آن باز، شکلش تا حدودی مخروطی و درون کاسه و زیر پوست قابل مشاهده می‌باشد. به همین دلیل آن را کمانچه پشت باز نیز می‌گویند.

دومین ویژگی در حفظ سنت کهن تعداد سیم‌ها در این ساز است. از دوران باستان تا عهد قاجار کمانچه دارای سه سیم بود، اما پس از ورود ویولن به ایران کمانچه نوازان به تقلید سیم چهارمی بر کمانچه افزودند. کمانچه موسیقی سنتی امروزه دارای چهار سیم می‌باشد. شایان ذکر است که در موسیقی کردی از این کمانچه استفاده نمی‌شود و با وجود وجوه اشتراک میان این دو موسیقی کمانچه پشت باز فقط به عنوان ساز انحصاری مردم لر مطرح است.

کمانچه شش تکه پشت باز، (موزه فلک‌الافلاک)

  •    تنبک :

تمبک یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.

  •     تنبور :

تنبور یکی از سازهای زهی است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربه انگشتان به صدا درمی‌آید. امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی تر از سه‌تار دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر نمود. ویژگی‌های اجرایی آن در دوتار مشهود نیست. تنبور را با پنجه نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت (ناخن) به صدا در می‌آیند.

  • بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسی در مناطق لرنشین:

تصویری از رقص و پایکوبی بر قطعه‌ای سفالی به دست آمده که قدمت موسیقی در این منطقه را به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح رقم می‌زند. همچنین از آثار و شواهد به دست آمده در این مناطق تصاویری از آلات موسیقی دوران مانند شیپور و تنبور بر روی ظروف نقره وجود دارد که حاکی از رواج موسیقی نزد این قوم در عهد ساسانی است. امروزه نیز برخی از نغمه‌های باستانی در قالب مقامهای موسیقی قومی باقی‌مانده‌است. البته توالی و ترتیب به هنگام اجرای رقص صورت می‌گرفت و در صورت دیدن سواران، مقام‌های موسیقی رقص قطع می‌گردید و به اجرای مقام‌های سوارکاری (موسیقی رزمی) می‌پرداختند. مثلاً اگر مقام هل پرکه در حال اجرا بود، با دیدن سواران مقام نقاره نواخته می‌شد که در ابتدای مقامهای موسیقی سوارکاری است. در مناطق لر نشین توالی و ترتیب موسیقی غنایی بدین گونه‌است:سنگین سما، دوپا، سه پا، شانه شکی، گاه ضمن اجرای این مقامها، مقامهای دیگری مانن شیرین و خسرو، و سارو خوانی نیز اجرا می‌شود.

از ترانه‌های مشهور قوم لر می‌توان به قدم خیر، رنگینه، کش طلا (کفش طلا)، صنم گل و هالو گنم خر اشاره نمود. موسیقی و ترانه‌های حماسی در قوم لر در دو جهت عمل نموده‌اند. تشویق ایلات و عشایر به شرکت و حضور در میادین نبرد (مانند ترانه دایه دایه) و حفظ و زنده نگهداشتن یاد برخی از شخصیتهای حماسی قوم لر در دو بخش بی‌کلام، مانند مقام‌های سحری، نقاره، شاره را، یا با کلام، مانند ترانه‌های دایه دایه، جنگ لر وکرمی اجرا می‌شود. از هنرمندان قوم لر نجفقلی میرزایی، علیرضا حسین خانی و پیرولی کریمی را می‌توان نام برد.

  • موسیقی سوگواری:

بیانگر مراحل مختلف عزاداری و سنت‌های رایج آن در لرستان است. این موسیقی نیز به صورت بی‌کلام (مانند مقام‌های سحری، پاکتلی، چمری) و با کلام (مانند مراسم راراپیشکوه، راراشتکوه، راراشیرازی یا دنگ دال در مناطق مختلف بختیاری) اجرا می‌شود. به عنوان مثال اشعار متداول در دنگ دال از این دست است:

ترانه لری ترجمه فارسی
اَسبت و زین و کتلت زیه در مال اسبت به زین و کتل تو جلوی منزلگاه است
دشمنو شادی کنان دوسو زنان زال دشمنان شادی می‌کنند و دوستان زار می‌زنند
شمشیرت منه غلاف ترسم خورش زنگ شمشیرت در غلاف مانده ترسم زنگ بزند
کینه دارم بعد خوت وش وش بکنه جنگ چه کسی را دارم که بعد از خودت با آن جنگ کنم
دات برو کگو برو همه بران مو مادرت موی می‌برد خواهرت موی می‌برد همه گیسو می‌برند
همه برن و کارد زنت و خنجر اگر همه با کارد موی برند همسرت با خنجر موی می‌برد
  • موسیقی فصول:

بر اساس اعتقاد حکما در قدیم اجرای موسیقی با اوقات شب و روز، ماه‌ها و فصول در ارتباط بوده‌است و برای هر مقطع از زمان در هر ماه یا فصل، موسیقی و نغمه‌های ویژه‌ای را توصیه می‌کردند. در مناطق لرنشین نیز در گذشته چنین سنتی وجود داشت، از جمله نغمه شادمانه برزه کوهی که به هنگام بهار و بازگشت ایل از قشلاق و جشن بازگشت به سرزمین نواخته می‌شد.

  • موسیقی و ترانه‌های کار:

شامل ترانه‌هایی است که مردان یا زنان به ویژه جوانان در هنگام کار، مانند جمع‌آوری هیزم، آب، شیردوشی و برداشت محصول مشک زنی می‌خوانند. به عنوان مثال دختران و زنها هنگام آوردن آب چشمه آوازی را به صورت همسرایی اجرا می‌کنند که زنگوله‌دار نامیده می‌شود. زنان در لرستان هنگام شیردوشی آوایی را زمزمه می‌کنند.

  • موسیقی و ترانه‌های طنز:

این موسیقی و ترانه‌های که با اجرای حرکات موزون همراه است، در لرستان توسط عده‌ای بنام دلی اجرا می‌شد که استعداد فراوانی در ردیف کردن کلمات و اشعار به صورت بداهه داشتند و از این راه ارتزاق می‌کردند. بیشتر مردم از ترس هجویات جالب آنان مجبور به دادن مبلغی به آنها بودند.

  • موسیقی مذهبی:

این موسیقی شامل سرودهای یارسان که وزن خاصی دارند و به کلام معروف هستند و در نسخ مختلف به گویش گورانی و لکی لرستانی ثبت شده‌اند می‌شود. این کلام‌ها در نزد اهل حق بسیار گرامی و محترم شمرده می‌شوند و شامل تعالیمی هستند که هر شخص وظیفه دارد در طول حیاط خود از آنها پیروی کند. برجسته‌ترین سازی که این نغمه‌ها را می‌نوازد «تنبور» (تمیره) است.

موسیقی و ترانه‌های مردم لر معمولاً در میزانهای مرسوم۴/۲، ۸/۶، ۸/۷ اجرا می‌شوند. همان‌طور که مشاهده می‌شود این وزنها در موسیقی مردم کرد نیز وجود دارند. اما نکته قابل ملاحظه در این میان نحوه اجرای تاکیدها در هر قوم است که باعث تفاوت و ایجاد ویژگی برای هر قوم می‌گردد. در تعدادی از ترانه‌ها شروع ملودی با سکوت همراه است (وجه مشترک با قوم کرد)، لیکن در اجراها همواره چوبی لری که به زبان چوبی سه پا نامیده می‌شود، با چوبی کردی متفاوت است. به این معنا که فرم قطعه مانند چوبی کردی است اما نوازنده تنبک ضربه‌ها را به قسمت ثابتی از پوست وارد می‌سازد که در طول اجراها تاکیدها به گوش می‌رسد. در اجرای ریتم۸/۶ نیز این تفاوت نسبت به ریتم سماع در موسیقی کردی مشهود است.

قوم لر به ویژه در منطقه لرستان نسبت به سایر اقوام بیشترین بهره را از دستگاه ماهور برده‌اند. آمیختگی فرهنگی با این دستگاه سبب ایجاد گوشه شیرین خسرو در ماهور شده است. چنین گوشه‌ای در موسیقی سنتی ایران در دستگاه شور وجود دارد و اجرای این گوشه در دستگاه ماهور، منحصر به قوم لر است. در مناطق بختیاری تشمالها افرادی هستند که به اجرای موسیقی اشتغال دارند. نغمه‌های این ناحیه معمولاً در دستگاه شور نواخته می‌شود و در قالب اشعار غزل گونه و عاشقانه، گاهی شرح زندگی قوم و ایل و گاه در قالب لالایی‌های مادرانه متجلی می‌شوند. نغمه‌های فراوانی، از جمله علی سونه لری یا شیرین خسرو وجود دارند که دارای ریتم آزاد هستند.

ساز کمانچه به عنوان ساز رسمی مردم لر ایفای نقش می‌کند. نحوه نوازندگی و ایجاد ویبراسیونها توسط نوازندگان محلی باعث می‌گردد نوعی لهجه خاص مربوط به این قوم در ملودی‌ها طنین بیندازد. این لهجه ملودیک ناشی از اجرای زینت‌های خاص توسط نوازندگان و تأکید بر فواصلی است که با آنچه مبنای فواصل موسیقی غربی است، تفاوت دارد. همچنین در بسیاری از قسمت‌ها شروع از درجه دوم (نت ر) است و در مواردی ایست قطعات نیز بر این درجه استوار است که باعث تفاوتهایی در نحوه بیان با دستگاه ماهور در ردیف می‌گردد. ملودی‌ها در سه بخش باستانی (شامل کلام‌ها)، روستایی (همراه با دوزله و دهل) و شهری (همراه با کمانچه و گاه در کنار سایر سازها) قرار می‌گیرند. فواصل موسیقی باستانی با تفاوتهایی اندکی منطبق بر فواصل موسیقی تنبوری در قوم کرد است. از جمله این نغمه‌های باستانی می‌توان به مقام‌های سحری، هوره و چمری اشاره نمود.

بعضی از ترانه‌ها در ابتدا با سکوت (ضد ضرب) همراه هستند، این مطلب به عنوان نقطه اشتراک با موسیقی کردی مطرح است. ترانه‌ها مانند سنت رایج در ترانه‌های محلی سایر نواحی، از دو جمله (فراز و فرود) و گاه از یک جمله تشکیل یافته‌اند؛ و معمولاً بیت واحدی از کلام در هر ترانه وجود دارد که مانند ترجیع بند تکرای می‌گردد، عموماً ترانه‌ها با انتخاب کلمه‌ای از این بیت نامگذاری می‌شوند، مشابه این مورد در ترانه‌های قوم کرد وجود دارد. در ترانه‌ها همواره از کلماتی مانند هه، خدا، اری و عزیزم استفاده می‌شود که این کلمات در پیوند و تطبیق هجاهای شعر و موسیقی ایفای نقش می‌کنند.

معمولاً در پایان هر ترانه نوازندگان قطعه‌ای ضربی با ریتم ۴/۲ می‌نوازند. این مورد نیز در موسیقی مردم کرد وجود دارد. از اشعار هجایی و بیت‌های تکراری در ترانها (نسبت به قوم کرد) کمتر استفاده می‌گرد به ویژه در ترانه‌هایی که برای مردم لر شناخته شده هستند. در اجرای موسیقی نوعی لهجه خاص (لری) توسط نوازندگان کمانچه القا می‌شود که تأکیدی بر هویت ملودیک موسیقی در این قوم می‌باشد.

قسمت اعظم ترانه‌های قوم لر به ویژه در منطقه لرستان در دستگاه ماهور ساخته شده‌اند این ساخته‌ها با حسن سلحشوری و روحیه حماسی مردمان این منطق منطبق است. هر اندازه موسیقی منطقه لرستان به موسیقی کردی نزدیک است به همان نسبت موسیقی مناطق بختیاری با موسیقی نواحی فارس و جنوبی ایران سنخیت دارد.

  • ترانه دایه دایه :

ترانه «دایه دایه» مشهورترین و پرآوازه‌ترین سرودهٔ لری در مقام «سه پا» بوده که امروز مرزهای لرستان را درهم نوردیده و بیشتر موسیقی‌دانان و مردم کشور با این تصنیف قدیمی آشنائی کامل دارند. «دایه دایه» به مرور زمان بارها توسط آهنگسازان محلی و ایرانی بازسازی و تنظیم شده است. ریشهٔ این سرود حماسی لری طبق اسناد و روایت‌ها بدین صورت است:

نازی خانم بیرانوند مادر فاضل اسدخان از زنان متهور بود و در شعر دایه دایه دربارهٔ نازی خانم دیگری نیز ذکری به میان آمده است. فرزندان هردو نازی خانم از شجاعان زمان خود بودند. نازی خانم دیگر دختر حاج عالیخان سگوند و همسر علیمردان خان فیلی بود. این تصنیف دایه دایه دربارهٔ پسرش محمدخان گفته شده است.

این تصنیف نیز یک بار توسط رضا سقایی اجرا شد. سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در همایش مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سراسر کشور، دربارهٔ این تصنیف گفت:

مرحوم سقائی با خلق این اثر ارزشمند و حماسی، روح ایثار و از خودگذشتگی را در بین مردم و رزمندگان اسلام ایجاد کرد.

 

 

  • اسامی  :

    محسن حجاریان در سال 1325  در شهر خرم آباد،  متولد شد. او در سال 1350 درجه ی کارشناسی خویش را از دانشگاه اصفهان در رشته ی جغرافیا دریافت کرد. همچنین وی درجه کارشناسی ارشد خود را در رشته ی حقوق کیفری از دانشگاه ایالتی coppin در بالتیمور، مریلند در سال 1354 دریافت کرد. او زمینه های آموزشی خویش را با مطالعه ی جامعه شناسی و انسان شناسی در یک پژوهش میدانی به مدت سه ماه در ایالت داکوتای جنوبی درمیان جمعی آمریکایی الاصل در محل نگاه داری سرخپوستان پاین بریج (Pine Bridge Indian Reservation) در سال 1356 ادامه داد. در این تحقیق، وی به مطالعه ی سیستم اجتماعی لاکوتا (Lakota) پرداخت که به شکل  مطالعه ای انسان شناسانانه مربوط به محل نگاه داری سرخپوستان پاین بریج بود. در سال 1357، وی به دانشگاه سوربن فرانسه رفت، و در آنجا به مطالعه ی زبان و تمدن فرانسه پرداخت. او همچنین در سال 1360 برای یک سال به دانشگاه بارسلونا در اسپانیا برای مطالعه ی زبان اسپانیایی رفت.
    وی مدرک کارشناسی ارشد شناخت موسیقی قومی را در سال 1374 از دانشگاه بالتیمور کانتی مریلند دریافت کرد و همچنین در همین زمینه از دانشکاه مریلند در کالج پارک مدرک دکتری کسب کرد.
    وی  پیش زمینه وسیعی در دو زمینه داراست؛ موسیقی سنتی ایران و همچنین ادبیات و تاریخ ایران. در موسیقی، او دارای دانش عملی در مجموعه ی “دستگاه” است که تجربه نواختن سه ساز کمانچه، عود و نی را برای دوره ی کوتاهی همراه با استاد محمد رضا لطفی، استاد بزرگ موسیقی ایران، و همچنین تجربه نواختن عود در کنار دکتر منیر بکن، استاد موسیقی ترکی و شناخت موسیقی قومی، داشته است. او دانش کاملی از فن شعر ایرانی به همراه مقاله های تئوری در موسیقی فارسی و عربی داراست. او پیشینه ی عظیمی در موسیقی خاورمیانه، بالاخص ایران، ترکیه، آسیای میانه و جهان عرب با توجه به زمینه های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی دارد. در مطالعه ای میدانی، در سال 1372 بر روی نوبات الاندلوسین در مراکش با مقایسه ی نوبات رومل المایا، یکی ازیازده نوبات در موسیقی آندلوسی، در دو  مدرسه ی موسیقی در مکن و فیض مراکش پرداخت. قسمتی از مطالعه ی قیاسی وی در تونس انجام یافت. او همچنین وصله (دنباله) مصری را نیز مورد مطالعه قرار داددر هنگامی که دو ماه در آنجا در سال 1374 سپری کرد.
    طی سال های 1375 و 1376، “خبرنامه موسیقی ایرانی” را به زبان انگلیسی در دانشگاه مریلند،کالج پارک منتشر کرد. وی همچنین اخیرا موسیقی شناسی ایرانی را به زبان فارسی به چاپ رسانده است. او بیش از چهل مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی ، به همراه ترجمه هایی، به چاپ رسانده است. رساله ی دکترای وی ” غزل به عنوان عامل تعیین کننده در ساختار دستگاه ایرانی” به تشریح تاثیر سازنده ی شعر فارسی به شکل غزل بر موسیقی دستگاه ایرانی به خصوص به شکل آوازین آن پرداخته است. این رساله نگاهی در زمینه ی تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران از قرن 13 به بعد داشته است. (نقل از سرنا)

    دروس تدریس شده
    – انسان – طبیعت – موسیقی – دانشگاه تهران 1384
    – تئوری موسیقی شناسی اقوام ایران – دانشگاه تهران 1384
    – مکاتب کهن موسیقی در حوزه شرق اسلامی – دانشگاه تهران 1385
    – تئوری موسیقی اقوام ایران – دانشگاه هنر – کرج  1385
    – مکاتب کهن موسیقی در حوزه شرق اسلامی – دانشگاه هنر کرج – 1386
    – تئوری موسیقی اقوام – دانشگاه سوره 1387
    – تئوری موسیقی اقوام ایران – دانشگاه سوره 1388
    – تئوری موسیقی اقوام ایران  –  دانشگاه گیلان – رشت 1388

    کتب
    – موسیقی جهان، تهران، کتاب سرای نیک، 1386
    – مقدمه ای بر موسیقی شناسی قومی،تهران، جیحون،1387
    – هرندن، مارشا/ مردم‌شناسی موسیقی «سرخپوستان» آمریکا، ترجمه محسن حجاریان، تهران، افکار، 1388
    مقالات داخلی
    •    پراکندگی و همبستگی موسیقی در قلمرو شرق اسلامی، پل فیروزه شماره 1، 1379
    •    ساختار اجرائی عشاق و اشارات استاد علی تجویدی، کتاب سال شیدا – شماره هشتم و نهم                                          1386
    •    موسیقی عرفانی (صوفیانه)،کتاب سال شیدا-شماره ششم و هفتم،1384
    •    جایگاه سه زن – صفیه آیلا،  ام کلثوم ابراهیم و قمر الملوک وزیری – کتاب سال شیدا – شماره ششم و هفتم،1384
    •    یادمانده ای در یادمانده دیگر – خاطرات مردم شناسان ایران، 1386
    •    نوبات و موشحات اندلسی، کتاب ماهور – شماره اول، 1376
    •    نقدی بر تئوری عبدالقادر مراغی، کتاب ماهور –  شماره دوم، 1377
    •    موسیقی زبان بین المللی نیست

    سمینارهای علمی
    •    سمینار موسیقی شناسان قومی در شرق آمریکا – زبان دری پایه زبان شناسانه موسیقی دستگاهی –   کتابخانه کنگره آمریکا،1993
    •    هفتاد سال مردم شناسی در ایران، رابطه موسیقی شناسی قومی و مردم شناسی- پژوهشکد مردم شناسی – میراث فرهنگی  1385
    •    جایگاه موسیقی اقوام ایران، نقش موسیقی اقوام در فرهنگ ایران- پژوهشکده مردم شناسی، میراث فرهنگی، 1385
    •    مردم شناسی و موسیقی شناسی قومی، ارتباط تاریخی مردم شناسی و موسیقی شناسی قومی-   دانشکده مردم شناسی دانشگاه تهران،  1385 (نقل از سوره)

    •        رضا سقایی :

    وی در خرم‌آباد به دنیا آمد و در طول زندگی هنری خود همکاری‌های خوبی با علی اکبر شکارچی، مجتبی میرزاده و فرج علیپور داشت. نخستین تصنیف او با زبان لری آن نگاه مست تو نام داشت. ترانه دایه دایه معروف‌ترین اثر او بود .از جمله کارهای معروف او «زندگی بی‌چشم تو درد و عذابه» است که ابتدا او این تصنیف را خواند که بعدها عبدالوهاب شهیدی و زند وکیل هم این کار را خواندند

    سقایی بعد از ۱۳۴۴ بسیار معروف شد و به خواننده‌ای شناخته شده تبدیل شد و تا ۱۳۵۷ می‌خواند، او در مراسم بازدید فرح پهلوی از لرستان نیز خواننده مراسم بود. اما بعد انقلاب تقریباً خواندن را کنار گذاشت. در زمان جنگ در بمباران شهر ازنا مجروح شد و تارهای صوتی‌اش آسیب دید. وی چند سال قبل سکته مغزی کرد و عمدتاً خواهرش از وی نگهداری می‌کرد و البته در تمام عمرش ازدواج نکرد و مجرد زیست.

    در سال ۱۳۸۶، ترانه “موتورچی (دایه دایه)” با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی جزو آثار فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید.

    رضا سقایی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ به دلیل نارسایی تنفسی در پی سکته مغزی در بیمارستان ساسان تهران درگذشت. پیکر وی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در تهران تشیع و به شهر زادگاهش خرم‌آباد منتقل شد، در این مراسم تعدادی از هنرمندان و اهالی لرستان و دوستداران این هنرمند شرکت داشتند درویش رضا منظمی نوازنده کمانچه با انتقاد از کم توجهی مسئولان به وضعیت هنرمندان گفت:

    هنرمندان بیش از آنکه نیازمند مادیات باشند به توجه و محبت نیاز دارند و ما امروز شاهد هستیم که سقایی که بیش از ۲۰ سال بیمار و در کنج خانه اش افتاده بود هیجکس سراغی از او نمی‌گرفت ولی حالا همه به سر و سینه خود می‌زنند.

    علی اکبر شکارچی خواننده و کمانچه‌نواز دربارهٔ سقایی گفت:

    مردم هنردوست ایران، لرستانی‌های عزیز هنر پرور، ذهن و گوش و هوش شما و فرزندان‌تان در سراسر ایران با نغمه‌خوانی سقایی با موسیقی لری آشنا شد. او با تهی‌دستی و صبوری نهال موسیقی لری را در طول عمر پربارشان در جان شیفته شما غرس کرد. اکنون بسیار متاسفم که سرنانوازان لرستان در سوگ او بایستی ساز بنوازند.

    پیکر رضا سقایی پس از تشیع در تهران به خرم‌آباد منتقل شد و در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ با شرکت جمعی از مسئولان دولتی استان لرستان، مردم، اهالی موسیقی و دوستداران وی تشیع و در قطعه هنرمندان آرامستان خرم‌آباد به خاک سپرده شد. حسین پرنیا نوازنده سنتور و آهنگساز و از شرکت کنندگان در مراسم تشیع پیکر رضا سقایی در خرم‌آباد در خصوص این مراسم گفت:جای تعجب است! که این‌قدر جمعیت در تشییع پیکر هنرمند لرستانی شرکت کرده‌اند، یا سقایی اهل این شهر نیست یا این شهر متعلق به رضا سقایی نمی‌باشد، چرا که انتظار داشته‌ایم عدهٔ بیشتری از مردم در مراسم تشییع استاد سقایی شرکت می‌کرد

    •      منوچهر رحمتی :

    در ۱۰ شهریور ۱۳۵۲ در شهر خرم‌آباد به دنیا آمد. وی موسیقی را با ساز ترمپتپیانوسنتور در سال ۱۳۶۲ نزد زنده یاد استاد عیسی سپه ونی فرا گرفت و اجراهای زیادی را به همراه گروه سرود و موزیک امور تربیتی شهرستان خرم اباد در طول سالهای دفاع مقدس و جبهه‌ها انجام داده و چندین بار به عنوان گروه برتر در جشنوارههای دانش اموزی رامسر حضور داشته.

    سپس در ابتدای ده هفتاد به همراه هنرمندان حرفه‌ای موسیقی لرستان نقش پر رنگی را داشته است و از ۱۳۷۷ به عنوان عضو شورای شعر و موسیقی صدا و سیما مرکز لرستان و در سال ۱۳۸۳ به عنوان مدیر واحد موسیقی حوزه هنری لرستان و در سال ۱۳۸۷ به عنوان کارشناس موسیقی صداو سیما مرکز لرستان و در سال ۱۳۸۸ به عنوان مشاور موسیقی مدیرکل صداو سیما لرستان منصوب شده. مدرک دانشگاهی او مهندسی کشاورزی و فوق دیپلم موسیقی از وزارت ارشاد اسلامی می‌باشد.

    رحمتی اعتقاد راسخ دارد موسیقی لرستان به واسطهٔ استفاده از دستگاه ماهور قابلیت جهانی شدن را دارد و می‌توان با حفظ اصالت موسیقی و ساز بندی مناسب ظرفیت موسیقی لرستان را خیلی بهتر به منصه ظهور رساند و موسیقی لرستان را مدرن و امروزی کرد البته با مفاهیم شعری جدید (‘البوم حرف تازه’) نمونه‌ای از این سبک می‌باشد.

    سینما

    نام سمت کارگردان سال
    آخرین تکسوار آهنگساز سید محمد سیف زاده ۱۳۷۷
    نامزدی نوازنده ترمپت ناصر غلام رضایی ۱۳۷۵
    بی پلامار اهنگساز ناصر صفار ۱۳۷۶

    تلویزیون

    نام سمت کارگردان پخش از شبکه‌های سال
    سر زمین کهنسال اهنگساز سید محمد سیف زاده یک سیما – افلاک ۱۳۷۹
    سریال مثلهای خودمانی آهنگساز مهدی مهدی پور سه سیما – جام جم – افلاک لرستان ۱۳۸۷
    رد پای اسب اهنگساز و بازیگر (نقش پزشک) داریوش ربیعی دو سیما – افلاک – جام جم ۱۳۸۸
    شیب تند اهنگساز – خواننده (تیتراژ پایانی) سعید محمدی زاده دو سیما – افلاک ۱۳۸۷
    چپش(۱۶ میلیمتری) اهنگساز غلامرضا نزاد مقدم یک سیما – افلاک ۱۳۷۵
    افتاب گل اهنگساز – خواننده (تیتراژ پایانی) غلام رضا نژاد مقدم یک سیما – افلاک ۱۳۸۱
    چوپانی اهنگساز حجت اله حافظی ۱۳۸۳
    عبور از صخره اهنگساز حجت اله حافظی یک سیما – افلاک ۱۳۸۲
    سریال یلدا آهنگساز مسعود رشیدی افلاک لرستان ۱۳۸۸

    البوم ها

    نام البوم خواننده فعالیت سال تولید
    حرف تازه منوچهر رحمتی – ایرج رحمانپور– رجب زاده – سبز علی- صفاری اهنگساز – تنظیم – نوازنده سنتور (به اهتمام استاد اردشیر کامکار – کمانچه فرج علیپور) ۱۳۸۴
    دنگ نو با اجرای فرزانه گلزاری اهنگساز – تنظیم – نوازنده سنتور ۱۳۸۷
    عکس تو وحید زارعلی اهنگساز – تنظیم – نوازنده سنتور ۱۳۹۰
    سفره دل غلام رضا سبز علی تنظیم – نوازنده سنتور (به اهتمام زنده یاد استاد سهیل ایوانی) ۱۳۷۴
    اینه اشک ایرج رحمانپور نوازنده سنتور ۱۳۷۳
    صیمره محمد حسین سپهوند نوازنده سنتور ۱۳۷۴
    غلافه گل سیف الدین اشتیانی نوازنده سنتور ۱۳۷۵
    نسیم سحر حشمت رجب زاده اهنگساز و نوازده ۱۳۷۵
    شعله عشق حجت احمد وند نوازنده سنتور ۱۳۷۲
    کبوتر ضرغام طهماسبی نوازنده سنتور ۱۳۷۲
    دلا علی مکوندی (موسیقی بختیاری) تنظیم – نوازنده سنتور ۱۳۷۱

    تئاتر – انیمیشن

    نمایشنامه سمت‌ها کارگردان نویسنده سال
    صدای سیمره اهنگساز نصرت اله مسعودی نصرت اله مسعودی ۱۳۷۶
    آرشی دیگر اهنگساز سیاوش ملکی سیاوش ملکی ۱۳۷۳
    وقتی آلاله‌ها می‌گریند اهنگساز غلامرضا نژاد مقدم غلام رضا نژاد مقدم ۱۳۷۴
    نخل‌های بی سر اهنگساز علی ایمانی علی ایمانی ۱۳۷۲
    عامو چرچی (انیمیشن) اهنگساز محمد صفار محمد صفار ۱۳۸۸
    خارخاری (انیمیشن) اهنگساز خانم حاجی زاده خانم حاجی زاده ۱۳۸۸

    جشنواره موسیقی – کنسرت

    نام جشنواره- کنسرت محل خواننده عنوان – سمت سال
    جشنواره فجر (دهمین) تهران داریوش نظری سرپرست گروه گهر – نوازنده سنتور ۱۳۷۴
    جشنواره فجر (یازدهمین) تهران داریوش نظری سرپرست گروه گهر – نوازنده سنتور ۱۳۷۵
    جشنواره فجر (دوازدهمین) تهران داریوش نظری سرپرست گروه گهر – نوازنده سنتور ۱۳۷۶
    جشنواره دفاع مقدس (سومین) اصفهان حشمت رجب زاده سرپرست گروه – نوارنده سنتور ۱۳۷۴
    جشنواره دفاع مقدس (پنجمین) یزد فضل اله صفاری سرپرست گروه موسیقی صدا و سیما لرستان – نوازنده سنتور ۱۳۷۸
    جشنواره مراکز صدا و سیما (شانزده همین) شیراز —- اهنگساز برتر کشور قطعه وحدت ۱۳۸۷
    اجرای کنسرت‌های موسیقی گروه زاگرس خرم اباد – تهران – اهواز – اندیمشک – شوش – مشهد – یزد – اصفهان – همدان سرپرست گروه – نوازنده سنتور ۱۳۷۰ تا کنون

    ساخت بیش از پنجاه قطعه با کلام بهمراه خوانندگان حرفه‌ای استان و تصویب ان از شبکه‌های سراسری صدا و سیما و ساخت بیش از دویست قطعه بی کلام – وُله – ارم ابتدا و انتها برنامه‌های تولیدی رادیو و تلویزیون ‘

    •         قوچ‌علی راج :

    قوچ‌علی راج” فرزند نوروز سال ۱۳۰۵ خورشیدی در محله پشت‌بازار خرم‌آباد دیده به جهان گشود.

    وی در سن ۱۰ سالگی پدر و به سن ۱۲ سالگی مادرش را از دست داد. سال ۱۳۱۷ خورشیدی نواختن کمانچه را با استعداد خدادادی که در وجودش نهفته بود، بدون استاد شروع کرد و پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی نمود تا این که سال ۱۳۲۰ خورشیدی هم‌زمان با ورود نیروهای متفقین طی جنگ جهانی دوم به کشورمان، در حد فاصل محدوده لرستان و خوزستان یعنی در اندیمشک (صالح‌آباد) کنار خارجی‌ها مشغول به کار شد و زبان خارجی را هم تا حدودی فرا گرفت.

    یکی از دوستان خارجی‌اش به استعداد درونی او در زمینه کمانچه‌نوازی پی ‌برد و به او پیشنهاد داد که همراه او به خارج از کشور برود، اما مرحوم قوچ‌علی علی‌رغم میل باطنی به خاطر سرپرستی خانواده‌اش از تصمیم خود منصرف و به زادگاهش(خرم‌آباد) بازگشت.

    راج در سن ۲۵ سالگی به تهران رفت تا هنر خود را به همگان نشان دهد. وی مانند بسیاری از هنرمندان این دیار، استوار بر استعداد خویش بود. ایشان کمانچه ۳ سیم را به زیبایی می‌نواخت و در نواختن دستگاه‌های موسیقی زبر‌دست و در ذوق آهنگ‌سازی چندین کار دلنشین دارد که از آن جمله می‌توان به ترانه‌های زیبای “شیرین شیرینم و خدا” و “نونم یه کُرِ کیه” اشاره کرد.

    مرحوم راج آثار زیبایی در کمانچه‌نوازی از خود به یادگار نهاد که همه آن‌ها به صورت بداهه‌نوازی و در همان لحظه نوازندگی خلق شده و این نشان از مسلط بودن وی به موسیقی لری و مقامی دارد.
    وی که دایی استاد “فرج علی‌پور” است روز دوشنبه دوم دی‌ماه در سن 87 سالگی دار فانی را وداع گفت. از مرحوم قوچ‌علی راج 2 پسر به نام‌های برزو و علی و 3 دختر به نام‌های هاجر، اعظم و اشرف بر جای ماند.
    مراسم تشییع و تدفین استاد قوچ‌علی راجصبح روز چهارشنبه چهارم دی‌ماه 1392 با حضور هنرمندان برجسته استان لرستان و شهرستان اندیمشک در بهشت زهرای اندیمشک برگزار و در آن‌جا به خاک سپرده شد. روحش شاد باد.

    •     پیرولی کریمی :

    استاد پیرولی کریمی متولد   ا303 خرم آباد و مهمترین فعالیت های این هنر مند فقید در مقام های علی دوستی ، عزیز بگی ،ساری خوانی ، سنکین سماع و … را می توان نام برد.نامبرده در تاریخ 21/2/1340 وفات نمودند .

    •        علیرضا  حسین خانی :

      استاد”علی‌رضا حسین‌خانی” فرزند ابراهیم (ابِرِیم) سال 1304 در خانواده‌ای  اهل موسیقی در خرم‌آباد به دنیا آمد.

      وی در نوجوانی اصول کمانچه نوازی را نزد استاد همت‌علی سالم آموخت و با تکیه بر پشتکار خود به سرعت به یکی از نام دارترین موسیقیدانان لرستان مبدل شد. او ردیف‌های ایرانی را آموخته و صدایی خوش داشت. او همواره از کمانچهٔ دست‌ساز خود که سیم‌های آن نوعی سیم فنری بود و برای انتقال برق یا تلفن به کار می‌رفت را استفاده می‌کرد. او در کمانچهٔ کشی شیوهٔ خود را داشت. حرکت انگشت‌ها و آمدن تا پشت خرک و برگشت (پوزسیون) استادانه و رعایت فاصله‌ها پاره‌ای از مهارت‌های او در خوش نوازی بود. درست نوازی با کمان یا آرشه کوتاه و کمانچهٔ سه سیم و کاسهٔ پشت‌باز و بداهه نوازی‌های گرم و پراحساس از ویژگی‌های هنر او بود.

      وی به دلیل بیماری روحی و روانی که در اثر حساسیت شدید به آن دچار شده بود سال‌های بحرانی و پررنجی را گذارند. . دهه‌های پایانی عمرش دوران شیدایی و خاموشی ظاهری او بود و در همین دوران دست به ساخت ترانه‌هایی زد که بازتاب همهٔ فراز و فرودهای زندگی‌اش است.

      از آثار او می‌توان به ترانه‌های: نفت ایران باید ملی گردد، درخت نارون، زی تر بیا و خواندن ابیاتی در مقام‌های علیدوستی اشاره کرد.

      علی‌رضا حسین‌خانی سرانجام ۴ آذر سال ۱۳۴۹ درگذشت. آرامگاهش در قبرستان خضر بین بهشت ششم و هفتم قرار

    به سال ۱۳۰۴در خانواده‌ای موسیقی دوست در خرم آباد به دنیا آمد. در نوجوانی اصول کمانچه نوازی را نزد استاد همت علی

    از آثار او می‌توان به ترانه‌های:نفت ایران باید ملی گردد، درخت نارون، زی تر بیا، و خواندن ابیاتی در مقام‌های علیدوستی اشاره کرد.

    •         همت علی سالم :

    به سال ۱۲۹۶ در خرم آباد به دنیا آمد. نخستین بار کمانچه را نزد فردی به نام علیرضا الماس فرا می‌گیرد. او تحصیلات زمان خود را تا ششم ابتدایی ادامه می‌دهد، اما به کارهای دولتی علاقه‌ای نداشته و تا پایان عمر به ترانه سرایی و آهنگ سازی وفادار می‌ماند. او همچنین جزو آن دسته موسیقیدانانی بود که هم به لکی و هم به لری ترانه می‌ساختند.

    این هنرمند فقید شاگردان مهمی در زمینه موسیقی تربیت نمودکه هر کدام جزو مفاخر موسیقی لرستان به شمار می‌آیند. از مهم ترین این افراد می‌توان به اساتیدی چون پیرولی کریمی، علیرضا حسین خانی و فرزندش حسین سالم اشاره کرد.

    از ترانه‌ها و تصانیف او می‌توان به:کرمی، ملت غیور، چشم مست ودنیای دنی اشاره کرد.

    او سرانجام به تاریخ دوم اسفند سال۱۳۷۵ شمسی چشم از جهان فروبست. مزار او در خرم آباد، قبرستان خضر، حد فاصل بهشت ششم وهفتم واقع می‌باشد

    •     حسین سالم :

     حسین سالم فرزند استاد همت‌علی سالم از پیشگامان نوازندگان کمانچه در لرستان درسال 1315 خورشیدی در خرم‌آباد به دنیا آمد. فراگیری ساز کمانچه را نزد مرحومان: علیرضا حسینخانی و پیرولی کریمی آغاز و با استعداد و ذوقی که در نواختن کمانچه از خود نشان می‌داد و پی‌گیریهائی که در کار نواختن داشت. نوازندگی در این ساز را به سر حد کمال رساند.

    حسین‌سالم، با شرکت در جشنواره‌هایمختلف موسیقی همچون: اولین جشنواره سراسری موسیقی فجر (1364 -تهران) و دومینجشنواره سراسری موسیقی فجر (1365، تهران) مقامهای نفر دوم نوازندگی کمانچه و اولگروهی را در گروه سرود و آهنگهای انقلابی کسب نموده و به دریافت جوائزی نائل آمدهاست. از اجراهای این جاوید یاد می توان به: سیت بیارم، کُش طلا وگنم‌خر، آواز علی دوستی و… اشاره نمود. قدم خیر با آواز رضا سقایی، سوار و تک‌سواربا آواز محمد میرزاوندی، خاک وطن با آواز بهمن اسکینی و سوز و سوار با آواز سیف‌الدینآشتیانی عنوان آلبوم‌های هستند که ایشان در طول حیات خود به تک‌نوازی و هم‌نوازیدر آن‌ها پرداخته‌است.روحش شاد .

    •      حسن سالم:

    حسن سالم فرزند حسین نوه همت علی سالم . نوازنده کمانچه

 

    • فرج علیپور :

    فرج علیپور(زاده  فروردین ۱۳۳۷، خرم‌آباد) نوازنده کمانچه و از چهره‌های سرشناس موسیقی لری است.

    کمانچهٔ او نخستین بار در سال ۱۳۴۸ در صفحه‌های گرامافون «دختر دهاتی» و «کیزه و شو» به خوانندگی بهمن اسکینی ضبط شد. از دیگر آثار او می‌توان به کاست و سی دی‌های زیر اشاره کرد:

    • «تفنگ» و «دالکه» به خوانندگی رضا سقایی
    • یافته، آرزو و قدیم صیاد به خوانندگی بهمن اسکینی
    • حرف دل با صدای غلام رضا سبزعلی
    • گل باغ با صدای فضل اله صفاری
    • کنسرت موسیقی لری و بختیاری با صدای سیما بینا
    • آثاری همچون موسیقی محلی لری، داغ شقایق، تال، شادیانه، درسوگ آفتاب، شکوفه‌های موسیقی لرستان، چوپی، عزیز دل، میراث عشق، شانه شکی، سوز سیل، قالیباف و …

    او از سال ۱۳۷۲ تا کنون کنسرت‌های متعددی را در کشورهای: آلمان، فرانسه، بلژیک، انگلیس، سوئد، نروژ، دانمارک، استرالیا، عراق و دبی اجرا نمود.

    •   احسان عبدی پور :

    نام:    احسان

    نام خانوادگی:    عبدی پور

    تاریخ و محل تولد  :۶ بهمن ۱۳۶۶-  خرم  آباد

    توضیح کوتاه: از سال ۱۳۷۷ کار موسیقی را آغاز کرد.همکاری با بزرگانی همچون ایرج رحمانپور، فرج علیپور، سیف الدین آشتیانی، داریوش نظری ،حشمت رجب زاده، شهرام ناظری و . . .

    • سیف الدین آشتیانی :

    سیف الدین آشتیانی متولد 1343 از شهرستان خرم آباد است که یک دوره ده ساله را در نوجوانی و جوانی در اندیمشک گذرانده است . کار خوانندگی را به صورت جدی در سال 1368 آغاز نمود و با استفاده از تجربیات گرانقدر استاد محمد میرزاوندی و کسب دقایق این فن از محضر ایشان اولین آلبوم خود را به نام سوز سوار با کمانچه استاد حسین سالم روانه بازار نمود . صدا و بیان پر صلابت و اصیل وی در سالهای اخیر مورد توجه بساری از لرزبانان قرار گرفته است .آثار وی در سالهای گذشته سوز سوار ، غافله گل ، چش تر ، گلونی ،ستین اشکسه ، و راز انار و آهو خیال بوده است .

    • غلامرضا سبز علی :

    غلامرضا سبزعلی یکی از شاعران و خوانندگان در استان لرستان است که به زبان لری اشعاری را سروده و اجرا کرده است. وی فعالیت خود را در دوران نوجوانی آغاز کرده است. از شعرهای سروده وی می توان به “دالکه دا نازارم” اشاره کرد. این سرود به نقش مادر و احترام به وی می پردازد که یقینا محبوبترین ترانه، نغمه یا آهنگ لری است که هر لرستانی در طول زندگی و حیاتش بارها و بارها آن را در خلوت و به یاد و سپاس از مادر خود زمزمه کرده است. این سروده را فرج علیپور خواننده مشهور استان اجرا نموده است. دالکه دا نازارم ای فرشته آسمونی = مادر، ای مادر نازنینم، ای فرشته آسمونی گتنه که زیر پاته او بهشت جاودونی = گویند که بهشت جاودان زیرپای توست.

    • ذبیح اله کرد علیوند :

    ذبیح اله کردعلیوند در 14 بهمن ماه سال 1352 هجری شمسی در خرم آباد دیده به جهان گشود. وی از خانواده ای دوست دار موسیقی رشد یافت و از همان اوان کودکی علاقمند به صدای اساتید بزرگ موسیقی سنتی بود از این رو به گروه سرود مدارس و دبیرستان های شهر خرم آباد به عنوان تک خوان کار خود را ادامه دهد. شوق فراگیری ردیف های آوازی موسیقی سنتی وی را تشویق نمود که از سال 1368 به بعد در کلاس های اساتید بنام موسیقی ایرانی از جمله: حسین کردی،استاد با عزم، استاد ایزد کاویانی، استاد اسداله ملک استاد علی اصغر شاه زیدی، استاد سید رضا طباطبائی در آید و ردیفهای آواز ایرانی را فرا گیرد. کردعلیوند همچنین از سالهای دهه هفتاد برای تکمیل آموخته های خویش خدمت استاد رضوی سروستانی درآمد و ضمن تکمیل اندوخته های پیشین خود ردیف های آوازهای ماهور، شور، دشتی، ابوعطا و بیات اصفهان همت گماشت. و بار دیگر آنها را دوره نمود. استاد کردعلیوند هم اکنون ضمن تدریس آواز سنتی ایرانی برای علاقمندان در آموزشگاه های وابسته به فرهنگ و ارشاد اسلامی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه و مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای مرکز لرستان می باشد. وی دارای آثار فراوانی به عنوان آهنگساز و خواننده می باشد که عمده ترین آنها عبارتند از: 1. جایزه تندیس بلورین بهترین واحد موسیقی کشور در جشنواره تولیدات مراکز استانها 1382 در اردبیل. 2. کسب دوم مقام شعر و آهنگسازی موسیقی در جشنواره تولیدات مراکز استانها برای واحد موسیقی 1388 در بندرعباس. 3. اجرای بیش از 30 تصنیف و ترانه پخش شده در صدا و سیمای مرکز استان. 4. اجرای بیش از 60 قطعه آواز برای مناسبتها و اعیاد مذهبی در سه سال گذشته بصورت زنده.

    • محمود مریدی :

    • محمود مریدی به سال 1313 در شهر سر سبز و زیبای خرم آباد متولد شد و پس از طی تحصیلات ابتدایی از سن چهارده سالگی به واسطه علاقه فراوانی که به موسیقی داشت وارد دسته موزیک لشکر 5 لرستان گردید
      سلفژ موسیقی و نواختن سازهایی از قبیل ساکسفیون سی بمل _ساکسیفون آلتومی بمل _ سی بمل _ قره نی کوچک می بمل را در دسته ارتش آغاز و آشنایی کامل پیدا کرد .
      وی علاقه فراوانی به ساز ویلن داشت و در سن 18 سالگی اقدام به خرید ویلن کرد و خارج از مدرسه موزیک مشغول فراگیری و نواختن ویلن نزد معلم و ردیفهای استاد صبا و کتاب های ویلن را به پایان برد و چون با خط نت کاملا در موزیک ارتش آشنائی داشت خیلی سریع فن نواختن صحیح ویلن را فرا گرفت در سال 1344 به درخواست مدیر کل فرهنگ و هنر وقت آهنگهای لری را به صورت نت درآورد و آنها را تنظیم نمود . مدیری این کار را به پایان برد و با وجود وقت کم خیلی خوب از عهده آن برآمد بطوریکه برای نخستین بار در تاریخ موسیقی لرستان اولین آهنگ به نام “گندم خر” از رادیو تهران پخش گردید و به واسطه استقبال فراوان به صورت صفحه گرام با صدای مرحوم حشمت اله رشیدی به بازار عرضه شد . پس از آن آهنگهای فراوانی از وی به چاپ رسیده و در تاریخ 5/12/54 طی نامه شماره 4891 به شورای موسیقی اداره کل فرهنگ و هنر استان لرستان جهت تدریس ویلن دعوت شد او هنر جویان بسیاری را تعلیم داده است بعد از پیروزی انقلاب نیز برای دسته موزیک ارتش آهنگهایی را ساخته واجرا نمود وی در سال 1358 از خدمت ارتش رسما بازنشسته شد ولی به ساختن آهنگ و تنظیم و تدریس ویلن همچنان مشغول است .
    • یحیی صالحی :

    استاد یحیی صالحی در سال 1305 در خرم آباد متولد گردید . از 17 سالگی وارد نظام گردید و به نوازندگی سازهای بادی همت ورزید . وی نوازندگی سازهایی چون ساکسیفون – ترومپت –آلتو –طبل ریز و در نهایت با ساز ویلن را در دسته موزیک به عهده داشت . استاد صالحی آهنگهای فراوانی برای موزیک و نیز برای خوانندگان ساخت که از میان آنها می توان به آهنگ معروف نازارم هی نازارم با صدای مرحوم حشمت اله رشیدی اشاره کرد . صالحی پس از 30 سال خدمت در موزیک نظام بازنشسته شد و هم اکنون در دوران کهولت با و یلن خود همدم است .

    •  حشمت الله رشیدی  :

    حشمت الله رشیدی در یک خانواده ی سرشناس و علاقه مند به هنر و فرهنگ به دنیا آمد.او همانند پدرش (که یک ماه پس از ماتم او به دنیا بدرود گفت)به کسوت معلمی در آمد. دوره ی معلمی را تا مسؤلیت یکی از مدارس مشهور خرم آباد ادامه داد.دی از سال 1343 با گروهی که برای شناساندن موسیقی لری می کوشیدند همراه شد.در مرداد 1344 برای اجرای چند ترانه ی لری به رادیو ایران در تهران دعوت شد و با ساز کمانچه ی استاد فقید حسین سالم ، چند ترانه ی محلی از جمله «دایه دایه»را اجرا کرد که مورد توجه مردم هنر دوست مردم ایران قرار گرفت.پس از آن،چند ترانه ی دیگر نیز اجرا کرد و سر انجام با تشکیل اداره ی فرهنگ و هنر لرستان برای اشنایی همگان و موسیقی بومی لری به همکاری با آن اداره پرداخت . صدای خوش او زمانی که عاشقانه های عارفانه را سر میداد دل تاب جان شنونده بود . او باکمانچه ی شادروان علی رضا حسین خانی چند ترانه  لری و لکی را اجرا کرد که از یادگاری های خوب اش هستند .افسوس که نابهنگام چشم ازجهان پوشید.

    • رامین دربندی  :

    رامین دربندی ، هنرمند نامدار و با استعدادی در خرم آباد لرستان متولد شد . از سنن ده سالگی به موسیقی عشق پیدا کرد و چون پدرش کارگر کوزه پز خانه بود و پولی در بساط جهت خریدن ساز نداشت . روزی با یک ترکه درخت و گلدانی که در خانه داشت برای خود اقدام به ساختن کمانچه کرد و روزها شروع به تمرین با آن کرد .
    چند سالی به این وضع سپری شد ولی این ساز نمی توانست صداهای مورد نظر او را تامین کند ، و به اصطلاح خارج می زد و او با گوش حساس خود این مسئله را به خوبی درک می کرد ، لذا تصمیم گرفت همراه پدر به کوزه گر خانه رود و در آنجا آن قدر کار کند تا بتواند پول یک کمانچه را جمع کند .
    رامین به خاطر رسیدن به کمانچه آن قدر در کوزه پز خانه زحمت کشید تا توانست پولی جهت خریدن یک کمانچه به دست آورد . وی پس از خرید کمانچه اقدام به تمرین نزد خود کرد و شبانه روز تمرین آهنگ هایی که از رادیو خرم آباد می شنید می نمود .
    استعداد و تمرین های مکرر و شبانه روزی او موجب شد تا وی به طور سینه به سینه به علم موسیقی دسترسی پیدا کند و با گذشت زمان یکی از نوازنندگان خوب محلی کمانچه در خرم آباد گردید .
    وی از سن بیست سالگی شروع به آهنگسازی کرد . پنجه ی شیرین «رامین دربندی» را همه ی مردم استان لرستان می شناسند چنان که در بسیاری از نقاط ایران او را می شناسند، آهنگ های «ای سوار» و «تا نفس دارم می جنگم» او بارها و بارها به گوش مردم ایران رسیده است. بسیاری از ساخته های او را «رضا سقایی» پرآوازه ترین آوازه خوان موسیقی لرستان، حشمت الله رشیدی خواننده ی قدیمی و صاحب سبک، فرجی، میرزاوند و … اجرا کرده اند.

    اولین روزهای غم انگیز پاییز (مهرماه)۱۳۸۰دور از یاران در دیار غربت چشم از این جهان پوشید.

    • مجید احمدی  :

    مجید احمدی فرزند طهماس متولد خرم آباد بازنشسته نیروی انتظامی (ژاندارمری) فعالیت هنری‌اش را از دهه ۴۰ آغاز و نخستین آلبوم خود را در سال ۱۳۵۵ منتشر نمود.وی یک‌شنبه ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۰ به سن ۶۰ سالگی بر اثر عارضه کلیوی در رشت درگذشت و در همین شهر به خاک سپرده شد. از مجید احمدی و همسر گیلانی‌اش، دو پسر و یک دختر به یادگار مانده است.

     

    • علی حسین شمسی  :

    علی حسین شمسی متولد سال 1321 خرم آباد از هنرمدان مشهور لرستان     از جمله آثار معروف ایشان آهنگ های  فریده ، فلک ، انتظار ، بنا بنا ، چوپان و …  را می توان نام برد.

    •      غلامرضا جمشیدی  :   

    غلامرضا جمشیدی متولد 12/03/1315   خرم آباد  از هنرمندان معروف لرستان که از جمله آثاروی: مریم مریم ، علی دوسی، شیرین خسرو ، گنم خر ، بمیرم سیت ، شال مخمل پوش ، دایه دایه  و … را می توان نام برد در سال 1357 در گذشت .

    • علی رضا نادری  :

    « سال ۱۳۳۳ در بیمارستان ارتش (رحیمی خرم‌آباد) متولد شدم

    «از کودکی در موسیقی حل می‌شدم، با شنیدن صدای «ساز و کمانچه» تمام وجودم حیرت می‌شد. هر جا که صدای ساز می‌آمد اگر به سرچشمه‌ی آن شناور نمی‌شدم، سرم درد می‌گرفت. پدربزرگم را مجبور می‌کردم تا مرا به نزدیک ساز ببرد.
    همین پافشاری و علاقه‌ی شدید و عجیب من به ساز و کمانچه، باعث شد تا پدربزرگم برای من ساز تهیه کند. تازه این آغاز کار بود برای این‌که، از اینبه بعد هر بار که صدای ساز درمی‌آمد کاری به دعوت رسمی نداشت. مرا سوار اسب می‌کرد و به عروسی می‌برد.

    از همان آغازِکار، به لباس‌های محلی علاقه داشتم. پدربزرگم هم یک دست «ستره» و «کلاه نمدی» برایم تهیه کرده بود.

    فکر می‌کنم حدود چهارده سال داشتم. آقای «احتشامی» (از وابستگان) با شنیدن صدای من در آن جمع نیمه خصوصی گفت: من باید این پسر را برای نام‌نویسی در کلاس موسیقی به تهران ببرم ، من هم از خدا می‌خواستم و همراه او به تهران رفتم.
    مرحوم احتشامی که قبل از انقلاب رئیس یکی از فدراسیون‌های تربیت بدنی تهران بود. مرا خدمت مرحوم «بنان» برد. او با مرحوم «بنان» یک میانه‌ی دوستی داشت. مرحوم «بنان» با سفارش مرحوم «احتشامی»، مرا به شاگردی خود پذیرفت.

    مرحوم «بنان» گفت: پسرم جای دیگری کلاس رفتی؟حدود یک سال درخدمت مرحوم «بنان» بودم؛ ولی من تمام حواسم به موسیقی لری بود و آن‌طور باید و شاید از استاد «بنان» چیزی دست‌گیرم نشد.

    بعد از آن خدمت استاد«اسداله ملک» رفتم، زنده‌یاد اسداله ملک، استاد آواز و تنبک و کمانچه بود. استاد، کمانچه درس می‌داد و من هم از خدمت ایشان بهره بردم. بعد از آن چندین سال هم خدمت جهانگیر کامیاب بودم، جهانگیر کامیاب استاد آواز ایران بود، اما راستش از آن‌جایی که من ذهن و حواسم درگیر موسیقی مقامی لری بود؛ باز نتوانستم آن‌طور که انتظار می‌رفت شاگرد خوبی باشم و خلاصه چنین شد که به دامن موسیقی مقامی لری افتادم و تا کجا سر بر کنیم!؟»

    • بهمن اسکینی  :

    بهمن اسکینی در سال ۱۳۲۶ در روستای اسکین بخش ده پیر به دنیا آمد.در ۱۱ سالگی بنا به تشویق دوستانش به خوانندگی محلی علاقمند میشود و یادگیری مقام های آوازی لری را آغازمیکند. او در هفده سالگی به صورت رسمی موسیقی را پیگیری میکند. اولین اثر او صفحه ای به نام “پریشون” است.اسکینی چندی پس ازعرضه اولین اثرش اقدام به ضبط صفحه های دیگر به نام “تره در” و “کیزه وه شو” و “شکارچی” داشت. او در سال ۱۳۵۱ همکاری خود را با رادیو خرم آباد آغاز کرد و اولین اثررسمی خود پس از انقلاب را در کاستی به نام “خاک وطن” با اشعار آقایان رمضان پرورده و حشمت الله شفیعیان و آهنگسازی خودش عرضه کرد. تا کنون شش آلبوم از این هنرمند با عنوان های “قدیم صیاد”٬ “آرزو”٬ “یافته”٬ “شکارچی” “گل رنگین” و “قسم” منتشر شده است.

    • حجت اله ضیایی  :

    حجت الله ضیایی در سال ۱۳۲۶ شمسی در شهر خرم آباد دیده به جهان گشود.در نوجوانی ترانه ها و آهنگ های مرسوم آن زمان که توسط خوانندگان مختلف اجرا شده بود را با خود زمزمه می کرد .ضیایی در سال ۱۳۴۹ به صورت جدی موسیقی محلی را پیگیری می کند و پس از این که در مقام های آوازی لری مهارت یافت درسال ۱۳۵۰به عضویت اداره فرهنگ وهنر به عنوان خواننده در می آید.ضیایی مانند دیگرخوانندگان در سال ۵۲-۱۳۵۳ به رادیو رفته و ترانه های «تک درخت» و «قسم» را با اشعار روانشاد حسین توانگر و نوازندگی فرج علیپور و فریدون علیپور (کمانچه وتنبک) اجرا کرد.با آغاز جنگ تحمیلی به همراه محمد میرزاوندی و چند تن از هنر مندان محلی به مناطق جنگی رفته و برای رزمندگان اجرا می کند.

    • حسین فرجی  :

    عزت الله ( حسین ) فرجی اول بهمن ماه سال 1329 هجری خورشیدی در استان لرستان و شهرستان خرم آباد دیده به جهان گشود . وی که از دوران کودکی دارای صدای بسیار خوبی بود از همان دوران مدرسه کار خواندن ترانه های محلی را شروع نمود تا اینکه جهت ارتقاع سطح کیفی کارش و همچنین برای شناساندن ترانه های محلی لری به تهران آمد و زیر نظر استاد مهرتاش که اساتید هنرمندان بود کار خود را آغاز نمود .

    وی در سال 1346 و در حالی که تنها 17 سال سن داشت اولین ترانه ی خود را با نام (( شو سال )) که شعر و آهنگش را هم خودش خلق نموده بود اجرا نمود و در همان سال ترانه ی معروف (( شیپورچی )) را هم که خود حکایتی داشت را با شعر و آهنگی از خود وارد بازار نمود که هواداران زیادی را به خود جلب نمود . ضمنا این ترانه بعد از انقلاب و توسط زنده یاد ” رضا سقایی ” و با نام ( موتورچی ) بازخوانی شد .

    استاد فرجی بعد از انقلاب هم سه کاست را به نام های : (( گل شادی ( 1370 – کمپانی ایران صدا ) ، سنگ خارا ، اینار )) روانه ی بازار نمود که در این آلبوم ها ترانه های ستاره و بلبل را به یاد زنده یاد ” رضا سقایی ” خواند . ضمنا استاد مراتب نارضایتی خود را نسبت به کسانی که ترانه های هنرمندان قدیمی را بدون اجازه بازخوانی می کنند اعلام کردند و به عنوان مثال از گروه ” رستاک ” گلایه نمودند که ترانه ی ( بارو بارو ) از کاست ( گل شادی ) را بدون اجازه ی استاد بازخوانی کرده اند .

    از ترانه های به یاد ماندنی استاد فرجی می توان اشاره نمود به :

    شیپورچی ، دایه دایه ، شو سال ، کینه ، مادر ، اخماتو واکن ، مسافر کویت ، مرغ اسیر ، تویی بهارم ، سوزه سوزه ، باز تنگ غروب شد ، آهو خانم ، چقدر قشنگی ، تو اصلا خدا نداری ، مریم و …

    • محمد میرزاوندی

    محمد میرزاوندی متولد۱۳۳۳در خرم آباد ، خواننده و از چهره های نام آشنای موسیقی لری است.او از برگزیدگان جشنواره موسیقی فجر در بخش موسیقی فولکلوریک است .

    میرزاوندی به گفته خودش از سال ۱۳۵۶ خوانندگی را به صورت غیر حرفه ای آغاز کرد.در سالهای جنگ میان ایران و عراق آثاری همچون «تا نفس دارم می‌جنگم» ، «سوار» ، «کم بُو دیره»، «می‌مانم»، «دایه دایه وقت جنگه» و «شوق جبهه» را اجرا کرد .ترانه «دایه دایه وقت جنگه»(که متن ترانه آن با ترانه موتورچی اثر رضا سقایی شباهت زیادی دارد) بار ها از طریق رادیو و تلویزیون دولتی ایران پخش می شد و او را به صدایی شناخته شده بدل کرد.او در سال ۱۳۶۷ و در اثر سکته مغزی و عوارض آن،برای مدت زیادی از خوانندگی دور شد.

    • داریوش نظری  :

    داریوش نظری.اهل خرم آبادهستم.ازسن8-9سالگی درخدمت دایی عزیزم استادسقایی به یادگیری موسیقی لری ومقامی بوده ام وگوشه ها ومقام های لری ازجمله علیدوستی وساریخانی وعزیزبگی وخسروشیرین وهوره و..ازایشان بهره گرفتم ودرهرجای لرستان که استادبرنامه داشتن من به شاگردی مشغول بودم.

    تااینکه درسال60 بخاطرمشکلاتی که برایم پیش آمدنتوانستم درسرزمین آباواجدادیم بمانم وبه تهران عزیمت کردم.
    دراین شهرغریب وپرهیاهومجبورشدم که هم کارگری کنم هم درس بخوانم هم کلاس موسیقی برم.طوریکه بعضی مواقع 2 شیفت کارمیکردم وبه سختی زندگی ام رامیگذراندم…
    کلاس موسیقی زیرنظراساتیدی که درمرکزحفظ اشاعه ی موسیقی ایران وهنرستان موسیقی بودندازجمله مکتب تهران اساتیدی چون شاپوررحیمی وخانم پریسا ومکتب اصفهان اساتیدی همچون کمال عباسی وکرامتیان وفلاح وچندجلسه درخدمت اسطوره موسیقی ایران زمین استادشجریان گذرانده وهم اکنون نیزبه طلبگی وشاگردی مشغولم.
    البته موسیقی سنتی روبخاطراین ادامه دادم که بتوانم موسیقی لری ولکی رادرست اداکنم.
    هم اکنون نیزبه تحقیق ومطالعه موسیقی سرزمینم مشغولم
    نمونه کارهای هنری که انجام دادم اولین کاربرف پیری که باگروه بزرگ کامکارها انجام دادم دومین کاربهارمالگه وسومین کارکاسمساکه بابرابچه های ارکسترملی ایران ثبت وضبط شدکه کاسمسارومتاسفانه نگذاشتن به درستی دراختیارمردم قراربگیره.نمیدانم چرا..
    هم اکنون درحال آماده کردن کارسنتی بابرابچه های ارکسترملی و2کارموسیقی لری ولکی بانوازندگان خوب ومتفکرشهرمون هستم.
    درضمن درحال حاضرمشغول به تدریس دردانشگاه ودبیرستان دررشته ی ادبیات هستم.

    •  حشمت رجب زاده  :

    سال ۱۳۶۲ در کانون پرورش فکری کودکان نزده استاد عیسی سپهوند شروع به کار موسیقی در رشته آواز نمود.درسال ۱۳۶۶ با خواننده ی اسطوره ای لرستان استاد رضا سقایی آشنا شد و از دانشهای ایشان بهرهای فراوان کسب نمود.در سال ۱۳۶۸ با اداره ی ارشاد همکاری خود را شروع کرد نزده استاد حسین سالم و استاد محمد رضا کریمی.اولین کار خود را در سال ۱۳۷۰ ضبط نمود به نام (نسیم سحر-یادواره ی استاد سقایی)۱۳۷۴ به دعوت استاد درویش رضا منظمی برای همکاری با ایشان و صدا وسیما به تهران آمد.در سال ۱۳۸۵ با گروه جوان به سرپرستی استاد محمد علی کیانی نژاد کار نمود و از دانش استاد مطالب فراوان آموخت .از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۲ برنامهای در خارج از کشور اجرانمود ودر سال ۱۳۹۲ با گروه استاد اردشیر کامکار همکاری خودرا شروع کرد.

    •  فرشاد سیفی  :

    فرشاد سیفی متولد 1356 اهل و ساکن خرم آباد.وی در خانواده ای علاقمند به موسیقی بدنیا آمده و خیلی زود به ساز اصیل لرستان ( کمانچه ) روی آورد؛ درست مانند پدر که او نیز روزگاری کمانچه نواخته بود.

    فرشاد سیفی نوازندگی را از سال 1368 بدون استاد و تنها با گوش سپردن به نوای کمانچۀ بزرگانی چون علیرضا حسین خانی، پیرولی کریمی، قورچعلی راج، شکر الله سپهوند و فرج علیپور آغاز کرد .

    وی بعدها مدتی را نزد احمد مراحمی و استاد علی اکبر شکارچی به تکمیل دانسته هایش پرداخت .

    فرشاد در این سالها از رهنمودهای بی دریغ هنرمندی چون عیدی شاهرخی بهره ی بسیار برد وهمچنان در حال کسب تجربه و افزودن بر دانش و مهارت خویش در این عرصه است.

    فرشاد سیفی اگرچه جوان است اما بواسطۀ ممارست بسیار، ذوق سرشار و پنجۀ دلنشینش در جشنواره های بسیاری مورد تقدیر قرار گرفته است. از جمله در ؛ بخش جوان دوازدهمین و سیزدهمین جشنواره موسیقی فجر در سالهای 75 و 76 ، دریافت دیپلم افتخار از فستیوال موسیقی اروپا-فرنتینو ایتالیا در سال 2000 میلادی، برگزیده چهارمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در سال 1381 کرمان، برگزیده هفتمین جشنواره سراسری موسیقی نواهای حماسی در سال 1383 شیراز، دیپلم افتخار آهنگساز برتر جشنواره پانزدهم و نیز تنظیم کننده برتر در شانزدهمین جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما در سالهای 1386 و 1387 و …

    وی در این سالها تحقیقات وسیعی را در زمینه ی گردآوری ، اصلاح و بازسازی اشعار و نغمات اصیل موسیقی لری انجام داد که نمونه ی بارز آن در آثاری همچون شوعید ، گل آتش و بازنه مشهود است .

    فرشاد سیفی همچنین آثار صوتی و تصویری متعددی را در نقش نوازندۀ کمانچه، تنظیم کننده، گردآورنده و آهنگساز تولید و منتشر کرده است. از جمله؛

    ـ به عنوان نوازندۀ کمانچه در آلبوم های قدیم صیاد، شکارچی و روزگار با صدای بهمن اسکینی، آلبوم همراز(همخوانی)، ستین اشکسه با صدای ایرج رحمانپور و سیف الدین آشتیانی، شهر عاشقی با صدای حشمت رجب زاده، مهران با صدای محمدعلی قربانی، دو دسماله (گزیده رقصهای محلی لری)، خواب و خیال با صدای علی دلفانی . آلبوم تصویری ترانه های کهن و …

    ـ به عنوان تنظیم کننده و نوازندۀ کمانچه در آلبوم های آوای تالش و ملوم(موسیقی محلی تالش گیلان) با صدای رحیم اله نیک مرام ماسوله، و آلبوم گل رنگین با صدای بهمن اسکینی و …

    ـ به عنوان گردآورنده و نوازندۀ کمانچه در آلبوم های همدنگ(همخوانی)، ایل شادی با صدای مجید احمدی، آلبوم تصویری بازنه (گزیده رقصهای محلی لری) . آلبوم تصویری همنوایی گروههای موسیقی لری در سوگ بخاک خفتگان زلزله بم و گردآوری مجموعۀ ارزشمند نالۀ العطش(گزیدۀ نوحه های حاج حبیب نیکنام و حاج صادق نصیری) و …

    ـ به عنوان آهنگساز و نوازندۀ کمانچه در آلبوم های گل آتش با صدای ایرج رحمانپور، شوعید با صدای مجید احمدی، فصل شکوفه باصدای بردیا مهرآرا و آلبوم سلام لرسو با صدای خودش …

    فرشاد سیفی همچنین به همراه گروههای متعددی در داخل و خارج از کشور کنسرتهای بسیاری برگزار کرده است. از جمله؛

    به همراه گروه زاگرس با صدای بهمن اسکینی(آذر 76 خرم آباد)، گروه آوای مهر با صدای حشمت فتحی(آبان 77 خرم آباد، اسفند 77 و آبان 80 اصفهان)، گروه سیدعلی خان باصدای محی الدین جابری(مرداد 1379 فستیوال فرنتینو ایتالیا، بهمن79 کویت، اردیبهشت 80 بازل سوییس)، گروه شیدا با صدای محی الدین جابری (فروردین 1384هندوستان)، گروه گهر با صدای داریوش نظری (مهر 79 خرم آباد و مهر 80 تهران)، گروه آژین با صدای ایرج رحمانپور(آبان 79خرم آباد)، گروه موسیقی جوان با صدای رضا سقایی(تیرماه 80 و دیماه 82 خرم آباد)، گروه تال با صدای فرج علیپور(آبان 80 شیراز)، گروه فلک الافلاک با صدای ایرج رحمانپور(دیماه 80 پلدختر، بهمن 80 خرم آباد، بهمن 80 اصفهان، اسفند 80 زاهدان)، گروه فلک الافلاک با صدای فرج علیپور(آذر 82 اهواز)، گروه فلک الافلاک با صدای ایرج رحمانپور و فرج علیپور(دی و بهمن 82 امارات)، کنسرت همنوایی بزرگ گروههای موسیقی لرستان در سوگ در خاک خفتگان زلزله بم با صدای ایرج رحمانپور، فرج علیپور، فضل اله صفاری و سیف الدین آشتیانی(دیماه 82 خرم آباد)، گروه باربد با صدای ذبیح اله کردعلیوند(دیماه 82 خرم آباد)، گروه فلک الافلاک با صدای سیف الدین آشتیانی (فروردین 83 پاریس)، کنسرت موسیقی دستگاهی گروه باربد با صدای ذبیح اله کردعلیوند (دیماه 86) . کنسرت موسیقی سنتی و محلی لری گروه راوی در سارایوو ( خرداد ۱۳۸۹ بوسنی و هرزگوین ) و کنسرت موسیقی لری گروه سرنا نوازی لرستان در اکسپو ۲۰۱۰ شانگهای ( مرداد ماه ۱۳۸۹ شانگهای چین ) ، کنسرت موسیقی محلی در هفته فرهنگی ایران در اوکراین ( کی یف آذر 1389 ) ، کنسرت موسیقی محلی لری در هفته فرهنگی ایران در ونزوئلا (کاراکاس اسفند 1390) ، کنسرت موسیقی محلری لری در هفته فرهنگی ایران در ازبکستان (تاشکند بهمن 1393) و . . .

    • بردیا مهر آریا  :

    بردیا مهر آریا متولد 1357 خرم آباد است

    بردیا مهر آریا در سال 1357  در خرم آباد متولد شد.  در دوران دبیرستان و در پی دوستی اش با علی آذرسینا ؛ از هنرمندان جوان و باذوق این دیار-  که همواره خود را مدیونش می داند- پا به عرصه ی موسیقی سنتی نهاد و از همان موقع شروع به تقلید تصانیف و آوازهای استاد محمد رضا شجریان نمود. پس از پایان تحصیلات متوسطه و مشغول به کار شدن در نوشت افزار یکی از اقوام ، از طریق علی آذر سینا با آقای ذبیح اله کردعلیوند ؛ مربی آواز آشنا شد و شروع به فراگیری گوشه هایی از به اصطلاح ردیف موسیقی ایرانی نزد ایشان نمود. حضور در کلاس آواز و به سبب آن، آشنایی با جوانان موسیقی شهر خرم آباد پایش را آرام آرام به وادی خوانندگی حرفه ای باز نمود. اولین کارش را در سال ۷۹ با همکاری ساسان بازگیر (آهنگساز و نوازنده ی تار) در رادیو لرستان ضبط نمود. آشنایی اش با حامد فیضیان در یکی از شب هایی که برای ضبط کاری از جعفر نظری  (آهنگساز و نوازنده ی سنتور) به استودیو ی رادیو لرستان رفته بود ، نقطه ی عطفی در مسیر خوانندگی اش به شمار می رود. حامد که خود سرشار از احساس و ذوق بود و این خصایص را در کنار قدرت بالای نوازندگی به نحو بسیار زیبایی به کار می برد هم باعث آشتی بردیا با موسیقی محلی گردید و هم موجب معرفی خواننده ای جوان ، با صدایی متنفاوت از دیگر خوانندگان محلی به موسیقی لرستان.

    از آن زمان تا کنون کارهای زیادی از بردیا به آهنگسازی حامد در رادیو لرستان ضبط شده است. و به تبع آن کارهایی با آهنگسازی دیگر هنرمندان خرم آباد. کسانی همچون : رضا پرویز زاده، فرشاد سیفی ، احمد مراحمی ، محسن زهتاب و …

    در سال ۸۴ بردیا اولین کاست خود را با نام « فصل شکوفه » به آهنگسازی فرشاد سیفی و تنظیم رضا پرویز زاده روانه ی بازار موسیقی نمود. اگر چه این کار می توانست خیلی بهتر از آن چه هست جلوه نماید – به خصوص به سبب اشعار زیبا و تنظیم فنیِ آن-  امّا گرفتار شدن تهیه کنندگانش در تنگنای کمبود زمان و از طرفی عدم آمادگی کامل بردیا برای چنین کارهای سنگینی  باعث گردید تا این آلبوم توجه چندانی را به خود معطوف ننماید. ولی تجربه ای که از این کار برای بردیا حاصل شد بسیار بیش از  موفقیّتِ خودِ کار بود. شاید به همین دلیل است که تا کنون بردیا دست به کار دیگری در این زمینه نزده است و معتقد است قبل از تکرارِ دوباره یِ چنین کارهایی می بایست خود را چه از نظر معلومات و چه از لحاظ صدایی به مرز آمادگی کامل برساند.

    او هم اکنون در شهرداری مشغول به کار است و دانشجویی مهندسی عمران. به تازگی متأهل شده و ساکن خرم آباد است.

    •        حسین پرنیا   :

    نوازندهٔ سنتور و آهنگ ساز، سال ۱۳۵۰ در خرم‌آباد متولد شد و تا سن ۱۴ سالگی در اندیمشک نزد استاد ندایی نواختن سنتور را آموخت. پس از آن به تهران آمد و از سال ۱۳۷۳ گروه همایون را شکل می‌داد. علاقه‌مندی به آهنگسازی موسیقی ایرانی از دیگر تجربه‌هایی بود که پرنیا خود با کنجکاوی و علاقه‌مندی آموخت

    سین پرنیا به اتقاق گروه همایون کنسرت‌هایی در ایران و خارج از ایران از جمله در آلمان، فرانسه، اتریش، چک، اسلوواکی، ترکیه، هند، پاکستان، قطر و امارات اجرا کرد.[نیازمند منبع] پرنیا از سال‌های ابتدایی آشنایی با ایرج بسطامی چند کار مشترک با وی انجام داد که در قالب آلبوم‌های خانه بوی گل گرفت، رقص آشفته، حال آشفته و کنسرت گل‌پونه‌ها ۱ عرضه عمومی شد. البته آلبوم حال آشفته شامل دو بخش می‌باشد و بخش اول با صدای بسطامی و بخش دوم آن با صدای رضا رضایی پایور اجرا شده است.رسوای عشق بزرگداشت استاد جلیل شهناز و آلبوم یاد برای خرابه‌های تخت جمشید و کاست اهورایی با صدای حسن حسنی و همخوانی هوروش خلیلی و نگار مهر با صدای لطیف کاظمی و نقش ماندگار برای استاد فرامرز پایور وآلبوم ساکن جان با صدای علی جهاندار آلبوم بی کلام یک جرعه نگاه، آلبوم زخم جدایی با صدای رضا رضایی پایور و همخوانی هوروش خلیلی و نیز آلبوم فانوس شب آغوش با صدای حسین رضا اسدی از دیگر آثاری است که با آهنگسازی پرنیا منتشر شده است. پرنیا همچنین آلبوم «ذوق جنون» با صدای علی جهاندار را در کارنامه کاری خود دارد. پرنیا هم اکنون در حال تنظیم اثری است که با صدای حسین رضا اسدی برای عرضه عمومی منتشر خواهد گردید. حسین پرنیا همچنین کتاب «دستور سنتور» همراه با سی دی آموزشی، «۲۰ تمرین برای سنتور» به بازار کتاب‌های موسیقی عرضه شده و سه کتاب «یاد»، «رقص آشفته» و «نگارین» نت نوشته مجموعه قطعات ساخته شده بی کلام وی اند که به زودی منتشر می‌شوند. از کارهای جدید حسین پرنیا آلبوم دا به خوانندگی رحیم عدنانی است. این آلبوم در دو بخش بختیاری و سنتی تنظیم شده است. حسین پرنیا در یادداشتی به مناسبت این آلبوم موسیقایی می‌گوید:

    انزوا چه وحشتی است مثل نفس‌هایی که از سکوت می‌هراسند و خانه‌ای که هیچ جایش زیبا نیست. شب‌ها چه توفنده‌اند وو خواب چه هیبت کشنده‌ای برای بستر مردی که خودش مرور می‌شود. باد با زوزه‌هایش گیسوان زنی که درخت خیال شده است را می پریشد وو این نگاه آزمند بر طوق پیشانی ماه. چه سماجتی است در این چشم برهم نهادن زندگی. در این خانه خیال کوههای مخمل و رود زز، ریل راه آهن و ایستگاه سپید دشت گذرگاهی است که لر و بختیاری را در دست هم می‌گذارد. قومی که هرگز سادگی اش را از کوه جدا نکرد و با هزار وسوسه شهر با هزار کنش نان… وقتی از بختیاری می‌گویم یاد مادر بزرگ می‌افتم. “ننه عالم “را می‌گویم، لبخند مهربانش را هرگز از یاد نبرده‌ام، با لهجه قندوش بختیاری اش حرف‌های ایل، سرگذشت‌ها و تلخی و شیرینی‌ها را می‌گفت … هی… چقدر گلو گیرند خاطرات … شیر علی مردون‌ها و ابولقاسم خان‌های بختیاری کم نیستند و جنگ‌هایی که صدها شیر سنگی آفرید …[۲]

    آثار هنری

    آلبوم‌ها
    نام آلبوم سال انتشار آهنگ‌ساز نوازندگان خواننده ناشر توضیحات
    خانه بوی گل گرفت حسین پرنیا گروه همایون ایرج بسطامی نواگر
    رقص آشفته ۱۳۸۱ حسین پرنیا گروه همایون ایرج بسطامی آواز بیستون شامل نسخه استودیویی تصنیف معروف گل پونه‌ها حاصل آهنگی از حسین پرنیا بر روی شعری از هما میر افشار
    حال آشفته ۱۳۸۳ حسین پرنیا گروه همایون ایرج بسطامی، رضا رضایی پایور آواز بیستون شامل نسخه کوتاه تصنیف گل پونه‌ها مربوط به کنسرت گروه همایون در بم (زادگاه شادروان بسطامی)، آلبوم حال آشفته شامل دو بخش می‌باشد و بخش اول با صدای شادروان بسطامی (اجرای زنده در بم، زادگاه بسطامی) و بخش دوم آن با صدای رضا رضایی پایور اجرا شده است
    خاطره‌ها حسین پرنیا فرزاد امیریوسفی نواگر
    وصف عشق رضا رضایی پایور، عارف قزوینی رضا رضایی پایور خانه هنر ایران تنظیم کننده: حسین پرنیا
    بی‌نشان حسین پرنیا گروه همایون علی انصاری نواگر نوازندگان: حسین پرنیا، صائب کاکاوند، همایون پشتدار، پژمان پرنیا
    بانوی خیال حسین پرنیا حسین پرنیا، بهزاد مردانی خوش‌نوا
    یاد حسین پرنیا گروه همایون نوای مهر نوازندگان: حسن ناهید، محمود فرهمند، جمال جهانشاد، سیامک رئوفی، سیامک نعمت‌ناصر، صابر کاکاوند، مهدی رضایی، حمیدرضا اجاقی، حسین پرنیا
    ساکن جان حسین پرنیا علی جهاندار پیام اسلام نوازندگان: ارسلان کامکار، سهراب پورناظری، شهرام اعتمادی، سامان پارسا، سهیل سان‌احمدی، سعید فهیمی، حمیدرضا اجاقی، مسعود براره، حسین پرنیا
    صبح سپید ابراهیم نقدیان، مجید وفادار، اکبر محسنی، پرویز یاحقی، مهدی خالدی، علی‌اکبر شیدا امیر اشگبوس چهارباغ نوازندگان: حسن ناهید، محمود فرهمند، محمد دلنوازی، حسین پرنیا، امیرمشیر فلسفی، هوشنگ فراهانی، یعقوب نوروزی، احمد مستنبط، آرش ارجمند، ابراهیم نقدیان، خسرو روشن
    سایه‌وار حسین پرنیا گروه همایون داود پایروند اشعار از علی اطهری، ابوتراب جِلّی، مرتضی دهقان، سعید فهیمی
    اهورایی حسین پرنیا گروه همایون حسن حسنی برگ سبز اشعار از حافظ شیرازی
    نگار مهر حسین پرنیا گروه همایون لطبف کاظمی خوش‌نوا اشعار از حافظ، باباطاهر، وحشی بافقی، عباس سجادی، مرتضی دهقان، هلالی جغتایی و علیرضا اخلاقی
    آلبوم ترانه‌ها «آوای دوست» ۱۳۸۵ مهرداد پازوکی، مهدی آذرسینا، پیمان خسروی سامانی، حسین پرنیا علی رستمیان چهارباغ
    به تماشای آن چه نیست ۱۳۸۹ حسین پرنیا سام سیاوش نی داود شاعر: حسین پرنیا
    سوگ سپید ۱۳۹۱ فرامرز پایور، حسین پرنیا حسین پرنیا، پژمان پرنیا  محمد علی تاج خوش‌نوا
    سُرمه‌سا ۱۳۹۱ سیاوش اسماعیلی حسن ناهید، حسین پرنیا، سیامک رئوفی، کریم قربانی، شهرام اعتمادی، سعید میرآخری، مصطفی جعفری، سیاوش اسماعیلی

 

  • امیر رحمان خسروی  :

 امیر رحمان خسروی متولد محله پشت بازار خرم‌آباد است و کودکی‌اش را با موسیقی و نمایش سپری کرده است. به قول خودش از دوران دبستان در گروه سرود مدرسه پی به استعدادش برده و به طور رسمی از سال 79 خوانندگی را آغاز کرده است.
 در فواصل سال‌های 1376 تا 1382 در نمایش‌های متعددی حضور داشته است اما علاقه به موسیقی و تعلق‌خاطرش به خواندن باعث شده خوانندگی را ادامه دهد. مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ هنری‌اش ساخت آلبوم پاپ بود که با گویش لری در کتابخانه ملی به نام خودش به ثبت رسید. آلبومی با نام «با زبون مادری» که آغاز راه موفقیت برای این هنرمند لرتبار بود. پس از آن با همین سبک اجراهای موفقی در تهران، خرم‌آباد، اهواز، ایلام، دزفول و … داشته که اکثر این اجراها با استقبال مردم همراه بوده است. هر‌چند بسیاری از شهروندان خرم‌آبادی خسروی را به عنوان خواننده‌ پاپ می‌شناسند اما او در نمایشنامه خوانی هم فعالیت جدی دارد و توانسته است در جشنواره‌های مختلف مقام‌هایی کسب کند. گفت‌وگوی همشهری با این هنرمند خرم‌آبادی را در ادامه بخوانید.

درباره ی مدیر

مطلب پیشنهادی

هنرمندان

  هنرمندان   :  عبدالله غیابی  : به سال ۱۳۲۰ در شهرستان خرم آباد تولد …

رادیو

رادیو لرستان رادیو لرستان در سال ۱۳۳۷ آغاز به کار کرد. در آن زمان نیروی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تشخیص ربات نبودن *