قلعه فلک الافلاک

زمان مطالعه این مطلب تنها: 28 دقیقه

قلعه فلک الافلاکنمای بالای قلعه فلک الافلاک - سایت لرم

 

قلعه فلک الافلاک بر بلندای تپه ای باستانی و طبیعی، در مرکز شهر خرم آباد واقع شده است. این اثر ارزشمند دارای هشت برج دو حیاط مستطیل شکل می باشد ارتفاع بلندترین دیوار تا سطح تپه 5/22متر و مساحت کلی آن 5300 متر مربع است . پلان بنا به صورت هشت ضلعی نامنظم است.

ورودی آن در جبهه شمالی ودر برج جنوب غربی ساخته شده است که عرض آن 2/10 و ارتفاع آن3متر است در ساخت این بنا از مصالحی چون خشت ،آجر(قرمز وبزرگ) ،‌ سنگ و ملات استفاده شده است.از نکات قابل تامل در این بنای سترگ وجود چاه قلعه به عمق42متردر حیاط اول و گریزگاه اضطراری در حیاط دوم می توان اشاره نمود. از زمان برپایی بنا در عهد ساسانی تا دوره های متاخر الحاقاتی به آن اضافه شده است(به خصوص دوره صفوی وقاجاری)این اثر همان دژمعروف شاپورخواست می باشد که در تاریخ ذکر شده است.به لحاظ موقعیت استراتژیکی خود در قرن 4ه.ق.به عنوان مقر حکومت آل حسنویه وگنجوراین سلسله درزمان آل بویه در آمد.از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم آباد این قلعه نیز بنام خرم آباد معروف شد.احتمالانام فلک الا فلاک در دوره قاجار بر آن اطلاق شده است. از بدو شکل گیری این بنای عظیم و دیدنی تا به حال دارای کاربریهای سیاسی ، نظامی ، خزانه سلطنتی ، مقر حکومتی ، پادگان نظامی ، زندان سیاسی داشته است. اکنون نیز به عنوان موزه باستانشناسی، مردم شناسی وآزمایشگاه مرمت اشیا وچایخانه سنتی از آن استفاده میشود . این بنای کم نظیر مربوط به دوره ساسانی وبه شماره 883 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .

وجه تسمیه

در متون تاریخی نام این بنا به صورتهای مختلفی مانند دژ شاپورخواست ، دژ سیاه ، دز بز ، قلعه ی خرماباد ، قلعه سفید ، سلاسل ، کاخ اتابکان ، قصر ، قلعه بالا ، کوشک ، قلعه فلک الافلاک ضبط شده و بومیان منطقه آن را به نام دوازده برجی می شناسند . قدیمی ترین نامی که در متون تاریخی به این قلعه اطلاق شده است دژ شاپور خواست است که تا قرن ششم و هفتم هجری همچنان به همین نام مشهور بوده و پس از آن با ویرانی شهر شاپورخواست و شکل گیری شهر خرم آباد ، قلعه ی خرماباد خوانده شده است که تا اوایل دوره ی قاجار همچنان به همین نام از آن یاد کرده اند .

در دوره ی قاجار با توجه به تعمیرات انجام گرفته در زمان محمد علی میرزا حاکم لرستان در سر یکی از برجهای قلعه که بلندترین برج آن و مسلط بر تمام شهر و بلوک خرم آباد بوده اطاقی ساخته شده است که به آن نام فلک الافلاک داده اند . و همین نام بعدها به کل مجموعه اطلاق شده است . معین السلطنه نیز در سال 1334 هجری به برجی که ارتفاع آن از همه بروجات قلعه بیشتر بوده اشاره کرده که مشهور به فلک الافلاک بوده است ( چاغروند ، همان ، ص 176 ) . اما حاج میرزا عبدالغفار نجم الملک که در سال 1299 هجری قمری که 35 سال پیشتر در سفر خویش به خوزستان از این بنا دیدن کرده در سفرنامه ی خویش نوشته است که قلعه ی محکمی معروف به فلک الافلاک ( منسوب به حسن خان والی ) خیلی معتبر و صاحب چند دست عمارت و حمام و غیره و چاه آبی به عمق یکصد ذرع نام می برد (نجم الملک ، ص 16/18 ) . شاید این قدیم ترین اشاره ای است که به نام فلک الافلاک شده است .
در این صورت وجه تسمیه ای که معین السلطنه به آن اشاره می کند نفی می شود . واژه ی فلک الافلاک به فلک نهم که آسمان همه ی آسمانها یا بلندترین آنهاست و فلک البروج به فلکی که برجهای دوازده گانه دارد اطلاق می شود ( دهخدا ، لغت نامه ، ذیل « فلک » ) . غضنفری در این رابطه نوشته است : « شاید سبب نامگذاری جدید این دژ باستانی به فلک الافلاک را بتوان یکی توصیفات و تشبیهات بزرگ نمایانه ی صاحب عالم آرای نادری از قلعه های نظامی زمان از جمله قلعه ای در لرستان و دیگر وجود بارویی خشتی گرداگرد این قلعه دانست که دارای دوازده برجی با کاربرد نجومی بوده است ( مطالعه اجتماعی … ، ص 48 ) .

احتمالاً وجود حصار دوازده برجی در پیرامون قلعه ی فلک الافلاک و تشابه آن با بروج دوازده گانه فلکی ، همچنین شکوه و عظمت و ارتفاع قلعه در این نامگذاری مؤثر بوده است . نام دوازده برجی برگرفته از حصاری بوده است که با مساحت تقریبی 10 هکتار پیرامون قلعه ی فلک الافلاک را احاطه می کرده است . در کتاب جغرافیای لرستان دور قلعه را یک خمس فرسخ آورده است ( ص 27 ) .

 موقعیت جغرافیایی

رشته کوههای موازی زاگرس ، حائل مابین فلات مرکزی و بخشهای جنوبی و غربی ایران قرار گرفته و لرستان در بخش میانی این رشته کوهها در گذر راههای مهم ارتباطی واقع شده و در طول تاریخ همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده است .

از دشت سیلاخور و ورود به رشته کوههای زاگرس تا خروج از این رشته کوهها و ورود به دشتهای خوزستان به طول تقریبی 200 کیلومتر ، شاید هیچ نقطه ای را همچون دره و جلگه خرم آباد از لحاظ موقعیت جغرافیایی ( بر سر راههای ارتباطی ) ، سرابهای فراوان ، هوای مناسب ، موقعیت ویژه تپه قلعه فلک الافلاک نتوان یافت . دو رشته کوه در دو طرف دره خرم آباد با جهت شمال غرب به جنوب شرق ، آن را چون حصاری احاطه کرده اند ، دو رودخانه در وسط این دره تلاقی نموده به سمت جنوب در جریان است . با این وصف در مرکز این دره ، صخره ای با ارتفاع حدود 20 متر و مساحت تقریبی 5300 مترمربع از سطح زمینهای اطراف در نتیجه فعل و انفعالات زمین شناسی سربرآورده که مشرف بر دره و گذرگاههای ورودی به آن است .

این تپه و صخره به واسطه موقعیت ویژه و واقع شدن در کنار سراب پر آب گلستان بنابر شواهد باستانشناسی ، همواره مورد توجه بشر در طول تاریخ بوده و دژ شاپور خواست نیز محصول توجه پادشاهان ساسانی به این نقطه بوده است که در دوره های اسلامی عهد حسنویه و اتابکان و والیان لرستان در گذر تاریخ به حیات خویش ادامه داده است .

عناصر معماری

  • حصار، برج و بارو و دروازه ها

یکی از اجزاء و عناصر تشکیل دهنده قلاع قدیمی حصار بوده که بنا به درجه و اهمیت قلعه ها به تناسب کاربری آنها ساخته می شده است . قلعه فلک الافلاک از آن جهت که در طول دوره های مختلف تاریخی همواره به عنوان مقر حکمرانان مورد استفاده بوده ، بنابراین آن را باید در زمره یک دژ ارگ حکومتی به شمار آورد . کما این که این قلعه در دوره های بعد ( قرن هفتم هجری ) در شکل گیری و تکوین شهر قدیم خرم آباد نیز نقش اصلی را ایفا نموده است .

یک هیئت روسی به سرپرستی فردی به نام چریکوف در سال 1267 هجری قمری از خرم آباد دیدن کرده است . چریکوف که سرهنگ ستاد بوده اطلاعات نسبتاً دقیقی در باره قلعه و شهر به دست داده است . در واقع قدیمی ترین نقشه موجود در باره حصار شهر و قلعه دوازده برجی نقشه ای است که شخصی به نام پرسکوریاکف واگرا نوویچ به راهنمایی چریکوف تهیه کرده است که نشان می دهد که شهر به وسیله دیوارهایی محصور شده و دارای دو دروازه به نام های گرداب ( بر سر راه کاروانرو کرمانشاه ) و دروازه خوز ( بر سر راه کاروانرو دزفول – خوزستان ) بوده است ( مهریار ، همان ، ص 64 ) . خود چریکوف در مورد نظام دفاعی شهر ، دروازه ها و شکل ظاهر قلعه چنین نوشته است :
« شهر به ساحل راست رودخانه خرم آباد و در پای سفید کوه مستقر گردیده و متشکل از دو بخش است : دیوارهای دفاعی همراه با قلعه ، و شهر توأم با باغها . نظام دفاعی شهر به شکل باروی کثیرالاضلاع نامنتظم است که چهارده برج در گوشه و نمای آن قرار گرفته و خطوط نظام دفاعی از خط ساحلی رودخانه واقع در بخش جنوب شرقی ، پیروی نموده است . رودخانه در این منطقه فی نفسه نقش یک خندق دفاع طبیعی را ایفا می نماید . بخش جنوب غربی استحکامات رو به شهر دارد . دیوارهای دفاعی دارای سه دروازه به نامهای زیر است : دروازه شهر و مستقیماً به شهر مرتبط می شود ، دروازه پل در شمال دیوارهای دفاعی که آن را به ساحل مقابل رودخانه وصل می نماید و دروازه قلعه در جنوب که در مقابل رودخانه پشت خود قرار دارد و در آن جا باغ های مجللی واقع شده است . » ( همان ص 63 ) . وی طول شمالی جنوبی این دیوار دفاعی را 362 متر و عرض شرقی غربی آن را 304 متر و مجموعاً مساحت آن را ده هکتار ذکر می کند ( همان ص 63 ) . در کتاب جغرافیای لرستان نیز دور قلعه یک خمس فرسخ ذکر شده است ( همان ص 27 ) .چریکف شهر را به دو قسمت قلعه با دژ و شهر و باغات تقسیم می کند و قلعه خرم آباد را به شکل چند ضلعی نامنظم با 14 برج که در نمای دیوارهای ضخیم قلعه و در گوشه های آن ساخته شده و برای دفاع در مقابل حملات غیرمنتظره طوایف دشمن مساعد می باشد توصیف می کند ( مهریار ، همان ، ص 64 ) . وی راه دسترسی به داخل قلعه 8 برجی و خرابه های قصر قدیمی ، زندان و بناهای دیگر را عبور از سه دیوار ذکر می کند و در این رابطه نوشته است : « قلعه قدیم که به شکل پنج ضلعی نامنظم ساخته شده دارای 8 برج است در اینجا خرابه های قصر قدیمی ، زندان و بناهای دیگر وجود دارند و دسترسی به داخل آنها از راه عبور از سه دیوار میسر است . » ( همان ، ص 64 )

ادموندز در 1917میلادی به باروی دژ که مقر حاکم در داخل آن قرار دارد و دژ را احاطه کرده اشاره می نماید ( یادداشتهای سفر ، ص 171 ) . دوبد به نقل از سرگرد راولینسون می نویسد : « دور تا دور قلعه را دو ردیف دیوار کشیده اند .» (سفرنامه لرستان … ، ص 174 تا 201) .
میرزا رحیم چاغروند ( معین السلطنه ) در 1334 هجری در مورد حصار 12 برجی و دروازه های آن نوشته است : « حصار بزرگی در اطراف محوطه قلعه بالا و عمارات مزبور کشیده ، هر صد قدمی یک برج دارد . چهار ذرع عرض و هشت ذرع ارتفاع حصار مزبور است . دو دروازه داشته یکی به طرف جنوب ، یکی به طرف شمـال . دروازه ای که طرف جنوب است در چند سال قبل به واسطه طغیان آب خراب شد ، تقریباً دویست ذرع حصار و محل دروازه را آب برده ولی دروازه رو به شمال باقی است و اکثر عمارات و حصار مخروبه اند . تعمیرات کلی لازم دارند ، دوره حصار تقریباً یک هزار و پانصد ذرع است .» ( جغرافیای تاریخی ، ص 174 تا 201 ) . وی همچنین قلعه را در قسمت شرقی شهر ذکر نموده که دو طرف حصار قلعه متصل به شهر و طرف دیگر آن متصل به رودخانه بوده است ( همان ، ص 176 ) .
در تصویری قدیمی از قسمت شمال غربی قلعه دروازه پل قابل مشاهده است ، این دروازه که دارای هشتی ورودی است ، احتمالاً دارای پوشش گنبدی بوده که تخریب گردیده و مصالح آن از آجر بوده است . ورودی و خروجی این هشتی با هم متقارن بوده و دارای طاق جناقی با دو طاقنما در طرفین آن بوده است . در پایین دیواره حصار در بدنه آن یک ردیف حجره کوچک به چشم می خورد که احتمالاً آخور اسبها و استرها بوده است . در گوشه شمال شرقی حصار ، یکی از برجهای قلعه به فاصله حدود 100 متری از دروازه پل وجود داشته است . در تصویر مذکور پل گپ بر روی رودخانه خرم آباد خودنمایی می کند ، در ذیل تصویر نگارش شده است : « دورنمای پل خرم آباد و باغات سمت پل و قسمتی از عمارت حکومتی ، طول پل پانصد قدم ، عرضش هشت قدم ، ارتفاعش ده ذرع ، این پل از بناهای حسن خان والی جد مرحوم حسین قلی خان والی پشت کوه است . » در منتهی الیه پل دو ستون کوچک در دو سوی پل به چشم می خورد که در برخی از پلهای دوره صفوی این شیوه معمول بوده است .
تصاویر دوره قاجاریه ( عکاسخانه دارالخلافه ) گفته های فوق الذکر را تأیید می نماید . ارتفاع این حصار حدود 8 متر یا به قول آقای چاغروند 8 ذرع برآورد می شود و بر بالای آن کنگره هایی وجود داشته که از تکرار نیمدایره هایی در کنار هم تشکیل می شده است و در زیر آنها دریچه هایی وجود داشته که احتمالاً جان پناه نگهبانان و مدافعان قلعه بوده است . ویژگی قابل توجه این حصار و برجهای آن به کار بردن فن « وامال » در ساخت آن بوده است به عبارت دیگر در نمای خارجی ، حصار و برجها با شیب متناسبی به طرف داخل از پایین به بالا با پس نشستی تدریجی ساخته شده است که این وضعیت در بنای قلعه 8 برجی کنونی نیز مشاهده می شود ، این عامل در ایستایی و دوام بیشتر بنا مؤثر بوده است . هنری راولینسون ( در فاصله سالهای 1249 – 1255 هـ ـ ق ) در بازدید از حصـــاری که دور تا دور قلعه را احاطه نموده است از دیواری دو لایه نام برده و در مورد آن نوشته است : « این قلعه خرم آباد است که در قسمت پایین دور تا دور آن دیوار دو لایه ای کشیده و قصری بر بالای آن ساخته شده از استحکامات نیرومندی برخوردار است . » ( گذر از ذهاب ، ص 138 ) . از دیگر ویژگی حصار قلعه با توجه به ( تصاویر قدیمی ) قطر دیوارهای آن بوده است که از پایین بسیار قطور و در قسمتهای فوقانی به تدریج از ضخامت آن کاسته شده است . در پشت کنگره های حصار ، غلام گردشی جهت نگهبانان قلعه وجود داشته است .

در متون تاریخی به مصالح برجهای دوازده گانه و حصار اشاره چندانی نشده است ، قسمت پایینی یکی از برجهای حصار واقع در قسمت جنوبی قلعه و در کنار رودخانه که به برج آبی معروف بوده است از سنگ ساخته شده است و در جای دیگری می خوانیم که حصار قلعه را بعد از مرمت و بازسازی کاهگل نموده اند . یا این که یکی از برجهای قلعه به برج سنگی معروف بوده است . بقایای باقیمانده دو برج از بروج مذکور در قسمت شمال غربی و غرب قلعه نشان می دهد که ساختار آنها از آجرهای 5×25×25 سنگ لاشه ، قلوه ، خشت خام و گل تشکیل شده است که بخشی از تنوع مصالح آن مربوط به تعمیرات دوره های مختلف آن است . بنابر تصاویر دوره قاجاریه در وسط دیوارها از یک رج آجر به صورت افقی استفاده شده که از خوردگی دیوارهای خشتی و کاهگلی جلوگیری می کرده است .

برج دیده بانی

 

علاوه بر 12 برج حصار و هشت برج قلعه به منظور اشراف بر کلیه تحرکاتی که ممکن بوده از سوی دشمن صورت بگیرد ، در منتهی الیه قسمت جنوب شرقی سفید کوه در بالای کوهی که دامنه آن معروف به گل اسپیه است برج دیده بانی وجود داشته که بررسیهای سطحی آن آثار دوره اشکانی را مشخص می کند و در پایین دست آن برجی معروف به سنگر بختیاری وجود داشته که مربوط به دوره های متأخر بوده است . بارون دوبد به این برج اشاره کرده و نوشته است : « در نوک یافته کوه که پیشانی خود را به روی خرم آباد کشیده برجی هست که به شهر در دامنه خود اشراف دارد و دو توپ برنجی در آن مستقر است . » ( دوبد ، همان ، ص 404 ) .

  • عمارتهای حکومتی

به استناد تصاویر قدیمی در داخل محوطه قلعه ، در پشت دروازه پل ، عمارتهایی وجود داشته که نمای آنها معماری دوره قاجاریه را نشان می دهد . عمارت دیوانخانه به صورت شرقی غربی در روبروی دروازه پل به فاصله حدود 50 متری آن واقع بوده است و در تصویر دیگری دریاچه ای در جلو این عمارت دیده می شود و یک ردیف بنا به صورت شمالی جنوبی در غرب دریاچه واقع بوده است ، در سمت شرقی دریاچه باغ سروستان وجود داشته است . در این جا حصاری آجری به ارتفاع 4 ، 5 متر به موازات حصار قلعه ، باغ مذکور را احاطه کرده بوده است . با توجه به متون تاریخی ، مصالح عمارتهای داخل حصار، عموماً از آجر بوده که در زمان مظفرالملک از مصالح آن برای ساخت کاروانسرای محسن آباد و ساختمانهای مأموران دولتی استفاده شده است ( ادموندز ، همان ، ص 118 ) .
یک جهانگرد انگلیسی به نام جرج ناتیل کرزن ( 1307 قمری ) که بعداً سیاستمدار شد و نقش مهمی در روابط انگلیس و ایران ایفا کرد ، از لرستان دیدن کرده و در سفرنامه خود در خصوص عمارتهای حکومتی نوشته است : « … خرم آباد فعلاً حاکم نشین لرستان است . این امتیاز به واسطه وضع مرکزی شهر و مزایای طبیعی آن که از قرون وسطی مانده است . تخته سنگ منفردی در دهانه گردنه ای سر به فلک کشیده و آن بر جلگه حاصلخیزی مشرف است … در این محل سروران مختار آن به آداب و تجمل شاهانه قرون وسطی می زیسته اند ، آب این کاخ به وسیله نقب عمیقی که تا چشمه عالی پایین آن کنده بودند تأمین می گردیده است .

در داخل برج قدیم ، محمد علی میرزا فرزند ارشد فتحعلی شاه که حاکم لرستان بود برای خود قصری ساخت که فعلاً به حال ویرانی است . حاکم کنونی در عمارتی که در پایین همین صخره است اقامت دارد . » ( قاسمی ، همان ، ص 107 ) .

ادموندز هم که در اواخر تابستان سال 1336 ق (7 سپتامبر 1917 ) از این منطقه دیدن کرده متوجه ویرانی قلعه شده و نوشته است : « کاخ و آنچه مربوط به آن است به صورت تأسف آوری رو به زوال است . سر طویله ، سربازخانه و توپخانه آن ویران شده است . حیاط کاخ که یک استخر مربع شکل در ان قرار دارد به آن خرابی نیست ولی وضع خوبی هم ندارد … یک ردیف اطاق که در شرق حیاط قرار دارند قبلاً دیوانخانه بوده است یعنی جایی که حکمران می نشست .» ( یادداشت های سفر ، ص 118 ) . او تأکید کرده است که دژ ، که مقر حاکم است ، در عین حال دارای یک باروی دفاعی است ( همان جا ) . وی گویا نخستین اروپایی است که پا به قلعه گذاشته و همه جای آن را خوب دیده است زیرا که تصویر جامعی از عمارت های حکومتی در داخل حصار دوازده برجی به دست داده و پس از وصف کلی کاخ نوشته است : « تمام استخر از نی خودرو پوشیده شده و آب آن از چشمه ای که بیرون است تأمین می شود . سابقاً فشار آن به اندازه ای بود که آب از فواره ای که در وسط استخر قرار دارد تا ارتفاع قابل ملاحظه ای فوران می کرد ، ولی اکنون آبراهه خراب شده و آب از یک شترگلوی سفالی که یک یا دو اینچ از سطح استخر بالاتر است به داخل آن جریان می یابد . یک ردیف اطاق که در شرق حیاط قرار دارند قبلاً دیوانخانه بوده است یعنی جایی که حکمران می نشست و به دعاوی مردم رسیدگی می کرد ( و البته رشوه هم درکار بود ! ) و ورود به آن برای عموم آزاد بود . از زیر دیوانخانه آب از روی یک تخته سنگ به داخل یکی از اطاق ها که به آن حوضخانه می گویند جریان دارد و در سطح پایین تر از حوضخانه باغ گلستان قرار دارد که درهای حوضخانه به طرف آن باز می شود . آبی که در آن جریان دارد بعد از تشکیـل یک آبشار کوچک وارد باغ گلستان می شود و به استخری که وسط باغ قرار دارد می ریزد . در کنار استخـر درختان سرو و بید مجنون به ردیف کاشته شده است و به جای بوته های گل سرخ سابق اکنون پیــاز و کدو حلوایی کشت می شود و روی هم رفته تصویری است از یک شکوه از دست رفته . در قسمت جنوبی باغ ، حیاط کوچکی است با باغچه و حوض که متصل به اندرون است . در مغرب ، سرای خواجه باشی ها قرار دارد و در طرف دیگر حمام زنانه . در انتهای باغ و پشت به رودخانه خانه کوچکی توسط امین الدوله ساخته شده که در سال 1915 به وسیله ژاندارمری بازسازی شده است و همان جاست که من اقامت نموده ام . » ( همان جا ) .
بنابر گزارش چریکوف تمامی اضلاع آن ( قلعه ) و حتی بخش جنوبی در محاصره خرابه های شهر باستانی قرار داشته است و قید نموده است که در دامنه های صخره خرابه های شهر سابق دیده می شود ( مهریار ، ص 64 –211 ) . و این خرابه ها احتمالاً متعلق به عمارتهای قدیمی تری بوده است که در داخل ارگ وجودداشته اند .

      عمارت گلستان

به دستور شاهزاده محمد علی میرزا قاجار در محدوده حصار دوازده برجی ساخت و سازهایی صورت گرفته است که معین السلطنه از آنها تحت عنوان عمارات اندرونی و بیرونی ، خلوتهای متعدد و حمام و مسجد و توپخانه و اصطبل و عمارت بزرگ و باغ و دریاچه معروف به گلستان نام می برد که در کنار آن دیوانخانه قرار داشته است ( چاغروند ، همان ، ص 176-177 ) . معین السلطنه در توصیف سراب گلستان نوشته است : « سرابی از زیر قلعه مزبور جاری است سرد و زلال که در فصل تابستان محتاج به یخ نیست ، ده سنگ آب دارد و حالیه هم یازده حجر طاحونه از آب مزبور دایر است ، از آسیابها که رد شد به رودخانه داخل می شود . » ( همان ، ص 176 – 177 ) .
در ذیل تصویری که در سال 1318 هجری قمری از قلعه فلک الافلاک گرفته شده مقدار خروجی آب از زیر قلعه را دوازده سنگ ذکر کرده اند که وارد عمارت سروستان می شود و در آن تصویر و تصاویر دیگری از آرشیو مذکور باغی از سرو خود نمایی می کند .
در حاشیه این تصویر نوشته شده : « عکس خیابان و آب نمای باغ گلستانه است با عکس عمارت جدیدالبنایی دو رویه ، یک رو به سمت دیوانخانه است و یک رو به این باغ و این خیابان و زیر این عمارت حوض خانه ای است که آن هم بسیار بد وضع و مخروبه بود و به این شکل ساخته شد و این عمارت سه ربع در عمات مخروبه در یک ربع زاویه ای است و این عمارت به همان حالت سابقه خود باقی است که در دو طبقه . » این تصویر با توضیحات ارزشمند خود وضعیت قلعه در آن روزگار را به خوبی نشان می دهد ، در این عکس خیابانی دیده می شود که در وسط آن آب نمای مطولی وجود دارد که در انتهای آن به عمارت دو طبقه ای منتهی می شود که در مقابل عمارت دیوانی واقع بوده است . معماری این عمارت قابل مقایسه با شیوه معماری دوره قاجاریه است . دو طرف آب نما با دو ردیف از سنگهای پاکتراش احاطه شده است عرض هر معبر این خیابان در طرفین آب نما حدوداً 8 متر است و در دو طرف خیابان مذکور دو درخت بید مجنون به صورت متقارن وجود دارد و در پشت سر آنها ردیفی از درختان سرو دیده می شود .

سرابها و آسیابها

در حاشیه این تصویر نوشته شده : « عکس خیابان و آب نمای باغ گلستانه است با عکس عمارت جدیدالبنایی دو رویه ، یک رو به سمت دیوانخانه است و یک رو به این باغ و این خیابان و زیر این عمارت حوض خانه ای است که آن هم بسیار بد وضع و مخروبه بود و به این شکل ساخته شد و این عمارت سه ربع در عمات مخروبه در یک ربع زاویه ای است و این عمارت به همان حالت سابقه خود باقی است که در دو طبقه . » این تصویر با توضیحات ارزشمند خود وضعیت قلعه در آن روزگار را به خوبی نشان می دهد ، در این عکس خیابانی دیده می شود که در وسط آن آب نمای مطولی وجود دارد که در انتهای آن به عمارت دو طبقه ای منتهی می شود که در مقابل عمارت دیوانی واقع بوده است . معماری این عمارت قابل مقایسه با شیوه معماری دوره قاجاریه است . دو طرف آب نما با دو ردیف از سنگهای پاکتراش احاطه شده است عرض هر معبر این خیابان در طرفین آب نما حدوداً 8 متر است و در دو طرف خیابان مذکور دو درخت بید مجنون به صورت متقارن وجود دارد و در پشت سر آنها ردیفی از درختان سرو دیده می شود .

عمارت دیوانخانه . این عمارت همچنان که در متون تاریخی و سفرنامه ها بدان اشاره شده از نظر شیوه ساخت ، بنایی ساده در یک طبقه از آجر بوده است که از لحاظ پلان و نما به صورت متقارن ساخته شده است . معماری بنا ، نمای بناهای دوره قاجار را نشان می دهد ، محوطه ای در جلو بنا در نتیجه دو بازوی شرقی و غربی بنا ایجاد شده است که به وسیله نرده و جرزهای گرد آجری ( ستون ) محصور شده است . این عمارت بر دریاچه یاد شده مشرف بوده است . تصویر دیگری متعلق به همان مجموعه ، نمایی از باغ گلستان را نشان می دهد که درختان سرو و مجنون در دو طرف آب نمای آن قرار داشته و عمارت جدیدالبنایی در انتهای آن دیده می شود ، منظره باغ و دیوانخانه به خودی خود باغ شازده کرمان را در ذهن متبادر می سازد .

یادداشتهای ارزشمندی در حاشیه و ذیل این تصاویر نگارش شده است . در حاشیه یکی از تصاویرکه عمارت دیوانخانه همراه با انعکاس زیبای نقش آن در داخل دریاچه را نشـــان می دهـــد نوشته شده است : « عکس یک سمت رو به قبله عمارت جدید دیوانخانه خرم آباد است در عکس … در میان آب دریاچه دیوانخانه افتاده است و کنگره هایی که در سمت یسار ( چپ ) بالای عمارت پیدا است کنگره های دیوار قلعه پایین است که تازه ساخته می شود و می رود متصل می شود به برج آبی که در بالای آن کلاههای فرنگی مانندی تازه بنا و تمام شده و جای با روح و صفایی شده است . » بارون دوبد عرض و طول دریاچه ( مخزن بزرگ آبی ) را شصت یارد در چهل یارد ذکر می کند که از چشمه آب می گیرد ( همان ص 403 ) .

  • تخریب عمارتهای قلعه

در زمان حکومت ظل السلطان که مظفرالملک نیابت حکومت لرستان را بر عهده داشته است ، عمارات قلعه را خراب نموده ، آجر و مصالح آن را به قطعه زمینی معروف به علی آباد منتقل کرده و در آنجا کاروانسرایی را بنا نهاده است ( چاغروند ، همان جا ) . به قول چاغروند : « حالیه از عمارات قلعه مزبور که مشهور به قلعه بالا می باشد غیر از بروجات او آثاری نمانده . » ( همان جا ) . در واقع حکمرانان محل در ویرانی تدریجی قلعه نقش عمده داشته اند . چنان که ادموندز در یادداشتهای سفر خویش نوشته است : « مظفرالملک برای تهیه آجر ساختمـــان کاروانسرای محسن آباد ( که مأخوذ از نام اوست ) که در آن طرف رودخانه رو به روی پل قرار دارد آسیبهای زیادی به عمارتهای قلعه وارد آورده است . » ( ادموندز ، همان ، 118 ) .

راه صعود (دسترسی) به قلعه هشت برجی

راه قدیمی دسترسی به قلعه از سمت جنوبی قلعه بوده است ، هم اکنون بقایای این راه در دامنه صخره به عرض 5/20 تا 6 متر وجود دارد . در این بخش صخره را بریده و تسطیح نموده اند . در کتاب جغرافیای تاریخی لرستان نویسنده ناشناس احتمالاً متعلق به دوره ناصرالدین شاه قاجار در خصوص این راه آمده است : « اصل قلعه در بالای تپه واقع شده به قدر شصت ذرع ارتفاع دارد و سه طرف آن کوه و کمر است راهی ندارد مگر از طرف دیگر که خاک است . قلعه را که در بالای تپه ساخته اند و حصار آن را بالا برده اند ، بیراه شده است . راه قلعه از جانب جنوبی تپه است و کمر ( صخره ) را بریده از سنگ و گچ فرش کرده اند . » ( جغرافیای لرستان ، ص 27 و 28 ) . در حال حاضر درصد شیب راه مذکور و نحوه و چگونگی سنگ فرش آن به علت واقع بودن در زیر زباله های ساختمانی که از قلعه بیرون ریخته شده است ، نامشخص است ، اما آثار این راه به طول تقریبی 40 متر در دامنه تپه که دارای شیب ملایمی می باشد کاملاً مشخص است ، در بخشی از راه صخره را بریده و راه ایجاد نموده اند .

 

  • توصیف قلعه هشت برجی

توصیفات مورخین و سیاحان از قلعه فلک الافلاک به عنوان دژ ، دز ، قلعه سفید ، سلاسل ، کاخ ، قصر ، کوشک علاوه بر عملکرد بنا از ساختار فیزیکی بنا نیز حکایت داشته است . تشبیه قلعه فلک الافلاک به قلعه کشکولی در متون عصر قاجاری ، برداشتی است که از شکل حجمی و هندسی این بنا به عمل آمده است . غضنفری آورده است که : « شواهدی حاکی است که شالوده بنای جدید فلک الافلاک با شکل عجیب هندسی در زمان شجاع الدین خورشید سرسلسله اتابکان لرستان وسیله مولانا محمد دینوری استاد ریاضیات و با همکاری احمد بن شیخ نیشابوری ، طراحی و پی ریزی شده است . » ( مطالعه اجتماعی ، ص 49 ) .

قلعه فلک الافلاک بر روی صخره ای سنگی به ارتفاع حداکثر 40 متر به مساحت 5300 مترمربع در وسط دره خرم آباد واقع شده است . این قلعه که به صورت پنج ضلعی نامنظم و دارای هشت برج در ابعاد مختلف می باشد ، در بلندترین قسمت آن تا روی صخره 5/22 و تا سطح زمین حدود 40 متر ارتفاع دارد . برجهای قلعه در قسمت پایین ( ازاره ) به ارتفاع 5/5 متر از سنگ لاشه و ملاط گچ ساخته شده و در قسمتهای فوقانی از آجر ساخته شده اند . قابل ذکر است که در بخش شرقی قلعه بخشی از نمای آجری دیوار تخریب شده بود که در پس آن دیواری از خشت خام ( به ابعاد 25×25 ) مشاهده گردید . برجها و باروها . برجها ، باروها و کنگره های قلعه هم از لحاظ مصالح و هم شیوه معماری تغییرات بسیار را به خود دیده به طوری که تصاویر دوران قاجار با وضعیت فعلی آن قابل مقایسه نیست . تنها برجی که دستخوش تغییرات زیادی نشده است برجی است که دارای تزیینات آجری است . ازاره دیوارها و برجهای قلعه از سنگ لاشه ساخته شده و به استناد تصاویر قدیمی ، دیواری با طرح تکراری طاقنما به شیوه معماری دوره صفوی در دامنه قلعه وجود داشته است که احتمالاً یکی از دیوارهای چندگانه حصار قلعه بوده است و اطاقی چند ضلعی بر بالای برجی در شمال شرقی قلعه به چشم می خورد که مشرف بر قسمت شرقی و جنوبی بوده و شاید همان برج یاد شده در جغرافیای لرستان باشد که به فلک الافلاک معروف بوده است .

عرض دیوار باروی قلعه و برجهای آن از پایین قطورتر است و در قسمتهای فوقانی به تدریج از عرض آنها کاسته می شود به طوری که در قسمت پشت بام این عرض به 65 سانتیمتر می رسد . برای ساختن برج و بارو از روش وامال استفاده شده است به عبارت دیگر در ساخت باروی قلعه به تدریج از پایین به بالا با پس نشستگی همراه بوده است که در ایستایی و مقاومت آنها بسیار مؤثر بوده است . باروی قلعه دارای یک ردیف کنگره آجری است که طرح آن با تصاویر دوره قاجار تا حدودی متفاوت است به بیان دیگر کنگره های فعلی متشکل از جرزهای منفردی است که قسمت فوقانی آنها منحنی می باشد در حالی که کنگره های قدیمی از نیمدایره های تکراری در کنار هم تشکیل شده بود .

  • ورودی قلعه

با دو ستون نمای برجسته آجری و طاقنما در قسمت شمال غربی بنا واقع شده و نمای آن ورودیهای دوره قاجاریه را تداعی می کند . بعد از دروازه ورودی ، هشتی و سپس راهرویی است که با گردش به سمت چپ به صحن حیاط اول راه دارد . در دو طرف هشتی ورودی فضاهایی وجود دارد که احتمال می رود جایگاه نگهبانان و اطاق کوچکی در پس جایگاه سمت راست قرار دارد که اطاق نگهبانان بوده است . همچنین در سمت راست راهرو ، فضایی که حدوداً 70 سانتیمتر کف آن پایین تر از کف راهرو است وجود دارد که کاربری آن نامشخص است . بخش ورودی قلعه متشکل از هشتی ، اطاقهای نگهبانی و دالان ورودی همراه با برج شماره یک ( در سمت راست ورودی ) تنها قسمت قلعه است که در دو طبقه ساخته شده است . طبقه دوم متشکل از چند اطاق با جهت غربی شرقی است که به راه ورودی قلعه از بیرون نیز مشرف بوده است .

  • صحن اول

صحن حیاط اول به طول و عرض 22/5×31 متر از سمت جنوب با یک ردیف ساختمان نوساز که در نتیجه تخریب برج شماره دو قلعه در سال 1362 بازسازی گردیده محصور شده است و در سمت شمالی آن نیز بنایی با پلان مستطیل واقع شده است که کف آن 75 سانتیمتر از کف حیاط پایین تر است و در وسط آن شش جرز ( ستون ) آجری همراه با دیوارهای جانبی بار گنبدهای عرقچین سقف را تحمل می کنند . در قسمت شمالی فضای مذکور ، رو به روی در ورودی ، فضای داخلی برج شماره 7 که محدوده ای در حدود 15 متر را دربر می گیرد وجود دارد و در قسمت غربی فضا در منتهاالیه آن فضای داخلی برج شماره 8 به مساحت تقریبی مترمربع با چهار جرز آجری در وسط وجود دارد . این بخش در پایین دست چاه واقع شده و آب انبار و آبراهه های زیرزمینی در زیر آن کشف گردید .

در قسمت شمالی بنا در جوار فضای مذکور چاه قلعه واقع شده است که با استفاده از هفت پله به قسمت فوقانی آن و همچنین به بام بقیه قسمتهای فضای شمالی حیاط اول دسترسی پیدا می کند . در سمت شرقی حیاط اول و در حد فاصل این حیاط و حیاط دوم یک ردیف بنا احداث گردیده که دارای دو ورودی است یکی از منتهی الیه قسمت شمال غربی حیاط اول از کنار چاه و دیگری از طریق حیاط دوم . این بخش با توجه به شیوه معماری از تاسیسات دوره قاجار و پهلوی اول است که به مجموعه اضافه گردیده است و متشکل از یک سالن طویل با جهت شمالی ، جنوبی و با پوشش گنبدهای عرقچین است . اطاقی نیز در قسمت جنوبی و چسبیده به سالن وجود دارد که دارای پوشش طاقی به شیوه رومی می باشد .

  • چاه قلعه

در منتهی الیه قسمت شمالی حیاط اول قلعه ، در کنار برج شماره 7 چاهی وجود دارد که تامین کننده آب قلعه بوده است ، این چاه دارای 41/60 متر عمق و طول و عرضی به ابعاد 2×1/20 مربع است . دهانه چاه چهار گوش و هر ضلع آن 2/75 متر و تا عمق10/30 متر از دیواره چاه با سنگ و آجر ساخته شده و 30/31 متر آن با حفر صخره بوجود آمده است . نکته قابل توجه در خصوص این چاه ، حفر آن در صخره ای است که قلعه بر روی آن ساخته شده است . سازندگان اولیه قلعه با محاسبه دقیق خویش توانسته اند یکی از اساسی ترین مشکلات قلعه که تامین آب آن بوده است را حل نمایند . در کتاب جغرافیای لرستان آمده است : « در میان قلعه ، در زمان قدیم ، چاهی که دهنه آن سه ذرع است ، کمر ( صخره ) را تراشیده و سنگ را بریده بآب رسانیده اند و از سرابی که مابین تپه است به دلو آب می کشیده اند و از برای مصارف سکنه قلعه و باغچه و حمام مخارج زیادی باین چاه شد .» ( ص 27 و 28 ) .

وجود چشمه آب دائمی معروف به گلستان در دامنه قلعه ، ساکنان آن را به این فکر وا داشته است که با حفر چاهی به سرچشمه آب دسترسی پیدا خواهند نمود . هر چند این چاه به سفره آب زیر زمینی ارتباط مستقیم ندارد اما تراوش آب از صخره به داخل چاه آنها را به هدف مورد نظر نزدیک کرده است . هم اکنون عمق آب چاه 60/41 متر است و منبع کافی و مناسب برای تامین آب قلعه بوده است که با استفاده از چرخ دول یا گاو دول نسبت به استخراج آن اقدام می نموده اند . معین السلطنه در 1334 هجری در خصوص چاه و سراب گلستان نوشته است : « چاهی از میان قلعه مزبور کنده اند و منتهی به منبع آب نموده اند که هیچ وقتی ممکن نبوده بلکی بتواند آب آن قلعه را قطع نماید . » ( چاغروند ، همان ص 176 ) .

  • حمام ، آب انبار و دهلیزهای دفع آبهای سطحی و زائد

مورخین و سیاحان دوره قاجار به وجود حمامهایی در داخل قلعه اشاره کرده اند . در کتاب جغرافیای لرستان به قلم یک نویسنده ناشناس ( در حوالی1300 هجری 30 ) در توصیف چاه قلعه نوشته است که از آب آن برای مصارف سکنه قلعه و باغچه و حمام استفاده شده است ( همان ، ص 28 ) . معین السلطنه چاغروند نیز در سال 1334 نوشته است که اندرونی و بیرونی و حمام و طویله و محبوسخانه در میان محوطه قلعه مهیا بوده . حاج عبدالغفار نجم الملک نیز در سفرنامه خوزستان به حمام و چند عمارت قلعه اشاره کرده است ( ص 18 ) . ادموندز که تصویر روشن تری از عمارتهای قلعه ارائه داده است ضمن توصیف اندرونی قلعه به حمام زنانه اشاره می کندکه در طرف دیگر سرای خواجه باشی ها قرار داشته است ( یاداشتهای سفر ) . حمام مورد اشاره در محدوده حصار واقع بوده است .

  • آب انبار

در حین عملیات مرمتی در قسمت شمالی حیاط اول قلعه در پایین دست چاه قلعه ، یک دیوار قدیمی سنگچین با جهت غربی شرقی کشف گردید که پی گردیهای به عمل آمده به کشف دریچه یک دهلیز قدیمی که به کانالهایی در زیر زمین منتهی می گردد منجر شد . بررسیهای به عمل آمده نشان می دهد که دیوار مذکور بخشی از بدنه آب انبار قدیمی بوده است که کف و سمت شمالی و شرقی آن را صخره تپه تشکیل می داده و در این قسمت با روکش سفید رنگی که احتمال می رود گچ یا آهک بوده است کف و بدنه مخزن را پوشانده اند . عمق این مخزن براساس آثار باقیمانده 130 سانتیمتر بوده است .

نقبهای (کانالهای) زیر زمینی دهلیز مذکور به نقبی با بدنه سنگچین به ارتفاع 110 سانتیمتر راه داشت که در بدنه دیوار تنبوشه های سفالی تعبیه شده است . این کانال با جهت شرقی غربی به دو کانال دیگر منتهی می شد که در یک قسمت ، کانال دارای طاق تیزه دار به ارتفاع 77 سانتیمتر و عرض 50 سانتیمتر و در قسمت دیگر با پوشش آجری تخت ( آجرهایی در ابعاد 6×63×63 به ارتفاع 80 سانتیمتر ) ساخته شده است . در قسمت انتهایی این بخش ده جرز آجری ( ستون آجری ) در ابعاد 46×46 با ارتفاع 80 سانتیمتر وجود دارد که در دو ردیف غربی شرقی واقع شده اند و به دریچه ای در بدنه دیوار غربی قلعه منتهی می شده است . جزرهای مذکور از آجرهای 5 یا 6×23×23 ساخته شده اند ، سقف این بخش از بنا از دوده پوشیده شده است و چند هواکش در بدنه دیوار جنوبی آن وجود دارد . بخش مذکور درست در زیر قسمتی واقع شده که در آنجا بقایای یک دیوار قدیمی تر وجود دارد

بر روی این دیوار آجرها به صورت عمودی و تخت نصب شده اند و در قسمت دیگری از آن تزیینات آهک بری به چشم می خورد . در بدنه این دیوار همچنین دو تنبوشه سفالی نصب شده است . این نقبها همچنین نقش زهکش را عمل می کرده اند . وجود شواهد و قرائن مذکور بقایای یک حمام قدیمی را نشان می دهد که در قسمت شمال غربی قلعه واقع بوده است . در بخش شرقی و شمال حیاط دوم نیز نقبهایی وجود دارد که به راه گریز اضطراری معروف هستند ، این نقبها با دهانه ورودی 70×70 سانتیمتر هنوز از لحاظ عملکرد کاربری مورد بررسی واقع نشده اند .

  • صحن دوم

ورودی به صحن حیاط دوم از طریق دالانی واقع در ضلع جنوب غربی صحن حیاط صورت می پذیرد . این دالان دارای پوشش هلالی است و در انتهای آن به دو شعبه تقسیم شده که شعبه جنوبی راه پله دسترسی به پشت بام است و شعبه شمالی دالان ورودی به حیاط دوم است . حیاط دوم با چهار ردیف بنا محصور شده است . قسمت غربی آن از الحاقات دوره قاجاریه و در حد فاصل دو حیاط واقع شده است که پیشتر به آن اشاره شد .

  • قسمت شرقی بنا

به غیر از سمت شمالی آن که متشکل از اطاقهایی با جهت شرقی – غربی با پوشش طاق آهنگ به شیوه ضربی است و ادامه بخش شمالی قلعه است ، این بخش دارای دو نوع پوشش است ، یک بخش آن مشابه معماری فضای شمالی صحن اول یعنی دارای چهار جرز ( ستون ) آجری با گنبدهای عرقچین و در بخش دیگر دارای پوششی بیضی شکلی است که در نوع خود بی نظیر می باشد .

  • بخش شمالی صحن دوم

این بخش نیز متشکل از اطاقهایی با جهت شمالی – جنوبی و شاه نشین در مرکز آن است که دارای پوششهای متفاوتی می باشد . فضای سمت غربی آن دارای سه ستون آجری ( جرز ) با پوشش گنبدی چهار بخشی است و در شرق آن اطاقهای دالان مانند با پوشش طاق آهنگ ضربی وجود دارد ، در بخش مرکز نیز پوشش گنبدی بر چهار جرز ستون آجری استوار شده است .

  • بخش جنوبی صحن دوم

این بخش نیز دارای فضاهایی با پوشش های مشابه فضای شمالی است . جهت اطاقها شمالی – جنوبی است و تا حدودی این بخش با بخش شمالی از لحاظ پلان و فضا مشابه می باشد . در زیر یکی از اطاقهای این مجموعه دو اتاق کوچک به ابعاد حدود 4×3 متر وجود دارد که به وسیله یک کانال به تونل افقی خرطومی مانندی به عمق تقریبی 12 متر به سمت پایین از جهت جنوبی قلعه راه می یابد . عملکرد این دریچه ها و کانال خرطومی شکل تاکنون مورد مطالعه واقع نشده است ، اما به نظر می رسد که به منظور راه گریز اضطراری کاربرد داشته است

 

  • ویژگیهای معماری بنای قلعه

– پیروی هندسه بنا از وضعیت توپوگرافی زمین . صخره و تپه ای که قلعه بر روی آن احداث شده است با طول شرقی – غربی موجب گردیده که بنای قلعه به صورت کشکولی و پنج ضلعی نامنظم ساخته شود . این وضعیت همچنین بر روی برجهای هشت گانه تأثیر گذار بوده و به همین جهت بعضی از آنها حجیم و برخی دیگر دارای ابعاد کوچکتری هستند . از طرف دیگر این موضوع موجب گردیده که بنای قلعه پلان و نقشه متقارن نداشته باشد .

– استفاده از شیوه وامال در ساخت برج و بارو . این فن را می توان بارزترین مشخصه قلعه محسوب کرد . این فن با توجه به تصاویر باقیمانده از دوره قاجاریه در ساخت حصار دوازده برجی و برجهای آن نیز به کار رفته است .
– استفاده از دریچه هایی که نقش توزیع فشار را ایفا کرده اند : در قسمتهای فوقانی قلعه در زیر پوششهای طاقی و گنبد در بدنه بنا دریچه هایی تعبیه شده که بررسیهای به عمل آمده نشان می دهد که عملکرد توازن بنا یا نقش توزیع فشار را ایفا نموده اند .

الف ) گنبدهای چهار بخشی رگ چین

– دفع رطوبت . صخره ای که قلعه بر روی آن واقع است از نوع آهکی بوده و آب و رطوبت را در خودش نگهداری می نماید . در داخل فضاهای شمالی و جنوبی حیاط اول چند چاه و نقب زیر زمینی که از آنها تحت عنوان راههای گریز نام برده شده وجود دارد که علاوه بر عملکردهای ویژه خویش مانند دفع آبهای زائد ، و گریز اضطراری ، خود به خود عملکرد زهکش بنا و دفع رطوبت از صخره را فراهم آورده اند . این عملکرد در خصوص چاه قلعه نیز مصداق پیدا می کند . این شیوه سوای شیوه دفع آبهای سطحی است که پیشتر بدان اشاره شد .
– استفاده از کلاف بندی چوبی . در بخشهای جنوبی قلعه که صخره حدود 10 متر پایینتر از بخشهای شمالی قلعه بوده است برای ایستایی دیوارها و بنا از روش کلاف بندی چوبی استفاده شده است . در این روش تیرهای چوبی به صورت افقی در بدنه دیوارها و برجها به کار رفته است به طوری که تعداد این تیرها فرضاً در برج شماره 4 بالغ بر 50 تیر چوبی است .
– شیوه معماری بنا . در معماری بنای قلعه از دو نوع پوشش گنبدی استفاده شده است :
یکی از شکل های عمومی به کار رفته در هندسه قلعه استفاده از گنبدهای چهار بخشی است که بنابر وضعیت و پلان بنا در بعضی قسمتها از حالت دایره خارج شده و به طرز زیبایی به شکل بیضی تبدیل گردیده است . این گنبدها در بعضی نقاط بر دیوارهای آجری بنا نهاده شده اند و در قسمتهایی که نیاز به فضای وسیع تری وجود داشته است بر جرزهای آجری ( ستون آجری ) استوار گردیده اند . تالار شمال شرقی قلعه و شاه نشین شمالی و جنوبی و بخشهای شمال غربی قلعه و همچنین تالار جنوب شرقی ( حیاط دوم ) قلعه به این شیوه ساخته شده اند .

ب ) طاقهای آهنگ

این نوع طاق به روش ضربی اجرا شده و در قسمتهای غربی ( حیاط اول ) و شمالی و شرقی و جنوبی ( حیاط دوم ) به کار رفته است . جهت طاقهای آهنگ ، شمالی – جنوبی ، و شرقی – غربی است . نکته جالب توجه در تلفیق پوششهای قلعه این است که سنگینی پوشها به طرف داخل تقسیم شده و در زوایای بنا به گنبدهای چهار بخشی ختم شده است و بدین وسیله سنگینی فشار پوششهای گنبدی و طاقی بر دیوارهای خارجی خنثی شده است . نوع دیگر از گنبدهای چهار بخشی در تالار حد فاصل حیاط اول و دوم قلعه استفاده شده است که به سبب در امتداد هم واقع شدن چندین گنبد چهار بخشی ، و استفاده از جرزها پیش آمده ( حمال ) این بخش به شکل طاق و تویزه نزدیک شده است . 07 شالوده برجهای قلعه . شالوده برجهای قلعه به ارتفاع 5/5 متر از سنگ همراه با آهک ساخته شده که 5/2 متر آن را پی بنا و 3 متر قسمت فوقانی آن را سنگهای نما کم تراشیده از نوع آهکی ( سنگ بابا عباس ) تشکیل می دهد .

عدم استفاده از تزیینات گچبری و کاشیکاری

از دیگر ویژگیهای قلعه فلک الافلاک عدم استفاده از تزیینات گچبری و کاشیکاری است . هر چند که در دامنه قلعه قطعاتی از کاشی هفت رنگ و تک رنگ به دست آمده است اما معلوم نیست که آیا مربوط به خود قلعه بوده ، یا محصول بررسیهای باستانشناسی سطح استان است که مدتی در قلعه نگهداری شده و سپس در دامنه قلعه دور ریخته شده است . تمام تزیینات قلعه به آجر کاری برجسته در بدنه برج منسوب به دوران سلجوقی و آجر کاری ساده ای در ازاره دیوارهای صحن اول و دوم و همچنین آجرکاری به کار رفته در تالار حد فاصل صحن حیاط اول و دوم قلعه محدود می شود که عبارتند از :

آجرکاری به شکل لوزی و خفته راسته و در تالار مذکور آجر کاری به صورت برجسته کار شده است . از تزیینات قدیمی قلعه یک طرح آهکبری در دیواره قدیمی واقع در غرب صحن اول متعلق به یک حمام قدیمی باقی مانده است که پیشتر بدان اشاره شد . این طرح عبارت از یک طرح اسلیمی ، هندسی در وسط دو نوار ساده است که نوع ملاط آن خاکستری تیره است و به نظر می رسد که ساروج باشد . با این حال علی رغم صلابت ظاهری و فقدان تزیینات ظریف در معماری قلعه ، بنای آن از توازن و تناسب خوبی برخوردار است هر چند که بالا آمدن کف حیاطها و اطاقها تا حدودی این تناسب را مخدوش کرده است .

آدرس: خرم آباد – خیابان امام (ره) – دوازده برجیمعرفی مکان های تاریخی خرم آباد

 

موزه فلک‌الافلاک

موزه فلک الافلاک درون ساختمان قرار دارد و در دوره پهلوی با قرار دادن برخی مدارک فرهنگی فعالیت خود راا آغاز کرد اما پس از انقلاب فعالیت آن متوقف شد. موزه پس از جنگ ایران و عراق و در سال ۱۳۶۷ فعالیت خود را از سر گرفت. موزه قلعه بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ به علت نبود امکانات نگهداری استاندارد تعطیل بود. هم اکنون موزه مردم‌شناسی آن در بخش جنوبی حیاط دوم راه‌اندازی شده‌است. این موزه ۱۲ ویترین دارد که هر ویترین ۵۰ اثر تاریخی را به نمایش می‌گذارد.

فَلَک‌الافلاک,قلعه فَلَک‌الافلاک,تصاویر قلعه فَلَک‌الافلاک

 بخشی از موزه قلعه فلک‌الافلاک

منبع: اداره کل میراث فرهنگی لرستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تشخیص ربات نبودن *Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

ما برای بهتر ارائه دادن خدمات به شما بازدیدکننده محترم از کوکی مرورگر استفاده می کنیم.